شرق
ایران و آمریکا در عرصهای متفاوت از نبرد میدان در سایه «آتشبس موقت» به جنگ دیپلماتیک رفتند. میز مذاکره در اسلامآباد، نه تلاشی برای «تفاهم اخلاقی»، بلکه سنگری دیپلماتیک بود تا مرزهای نفوذ در خاورمیانه بازتعریف شوند. نکته اینجاست که «دیپلماسی باروت» همچنان یک «چارچوب سخت» در اتمسفر «بیاعتمادی مطلق» محسوب میشود. علی ودایع: ایران و آمریکا در عرصهای متفاوت از نبرد میدان در سایه «آتشبس موقت» به جنگ دیپلماتیک رفتند. میز مذاکره در اسلامآباد، نه تلاشی برای «تفاهم اخلاقی»، بلکه سنگری دیپلماتیک بود تا مرزهای نفوذ در خاورمیانه بازتعریف شوند. نکته اینجاست که «دیپلماسی باروت» همچنان یک «چارچوب سخت» در اتمسفر «بیاعتمادی مطلق» محسوب میشود. نشست اسلامآباد اگرچه از نظر «فرمت مذاکراتی» (دیدار مستقیم و سطح بالا) یک نقطه عطف بود، اما از نظر «محتوایی» به دلیل پافشاری طرفین بر مواضع حداکثری، درحالحاضر به بنبست معلق رسیده است. فعلا توپ در زمین پایتختهاست تا درباره تمدید آتشبس یا بازگشت به نبرد میدانی تصمیمگیری کنند. باید دقت داشت همه آنچه تا امروز رخ داده، نه اتفاق، بلکه فرایند ماتریسی با متغیرها و عوامل متنوع است که اغلب نامرئی هستند اما در نتیجه نهایی تأثیرگذار محسوب میشوند. آنچه امروز تحت عنوان مذاکرات اسلامآباد مشاهده میکنیم، در حقیقت محصول فرایند جنگ و صلح «مرد دیوانه» است که با بازگشت «دونالد ترامپ» در دستورکار کاخ سفید قرار گرفت. ناگفته نماند رفتار آمریکاییها بهشدت متأثر از «آنارشی سخت» روابط بینالملل و تغییر وزنکشیهای قدرتهای بزرگ و فشار سیستمی بر گسلهای ژئوپلیتیکی مناطق است. «رئالیسم» بهعنوان شاکله روابط بینالملل در فضای پساجنگ اوکراین همه کنشها و واکنشها را متأثر از خود کرده است. در این چارچوب، نه ایدئولوژی، بلکه «قدرت»، «بقا» و «موازنه» بازیگران اصلی هستند. فارغ از پرونده ایران، همه معادلات به مدیریت تنش و بازسازی «قدرت سخت» بازیگران معطوف میشود. عملا «صلح پایدار» در فضای کلان و خرد روابط بینالملل بیش از هر زمان دیگری دستنیافتنی به نظر میرسد. در این فضای غبارآلود که دیپلماسی تنها ادامه جنگ با ابزارهای دیگر است، یک پرسش بنیادین خودنمایی میکند: آیا طرفین به سمت تثبیت موازنه وحشت حرکت میکنند یا همچنان میتوان به دیپلماسی امیدوار بود؟ مرد دیوانه سوار بر دیپلماسی قایق توپدار
Go to News Site