Collector
کاش راحت از بمباران حرف نزنیم | Collector
کاش راحت از بمباران حرف نزنیم
شرق

کاش راحت از بمباران حرف نزنیم

منزل چند نفر از هنرمندان در روزهای جنگ خراب شد و آسیب دید، اما این فقط یک بهانه بود تا مونا فرجاد، بازیگر تئاتر، یادداشتی بنویسد و در اختیار ایسنا بگذارد. او نوشت: «به مارال نگفته بودیم خونه‌ش خراب شده؛ منزل چند نفر از هنرمندان در روزهای جنگ خراب شد و آسیب دید، اما این فقط یک بهانه بود تا مونا فرجاد، بازیگر تئاتر، یادداشتی بنویسد و در اختیار ایسنا بگذارد. او نوشت: «به مارال نگفته بودیم خونه‌ش خراب شده؛ هم نمی‌خواستیم اون بدونه، هم نمی‌خواستیم خبری بشه... خرابیِ یه خونه در برابرِ این‌همه خون، اصلن قابلِ عرض نیست... خیلی چیزها هست که آدم از خانواده‌ -مخصوصن اگه دور باشه- مخفی می‌کنه، مثل مریضیِ مادرم که بهش نگفتیم، مثلِ همین خرابیِ خونه که بهش نگفتیم... ولی وقتی پرده‌ها می‌افته و یه چیزهایی عیان می‌شه خوبه که خیلی چیزها گفته بشه... حالا روی صحبت من با خواهر و برادرهاییه که این‌ور یا اون‌ورِ آب‌ -به عمد یا ندانسته- از بعضی چیزها بی‌خبرن. نه اشتباه نکنید نمی‌خوام از خرابیِ زیرساخت‌ها بگم و مسائلِ حیاتی یا همه اونچه که خبرگزاری‌ها صبح تا شب دارن اعلام می‌کنن. من اتفاقن می‌خوام‌ از چیزهایی به‌ظاهر بی‌اهمیت و کوچک بگم که پس از گذر از این خان -در هر شکلش- به‌شدت گریبانِ جامعه رو خواهد گرفت: از همکار خودم می‌گم آقا رضا تدارکاتِ سینما که دو ماهه بیکاره و الان می‌دونه تا شش ماه دیگه هم بیکاره... از گربه‌ها و پرنده‌های شهران که بعد از انفجارِ انبار نفت همه از اون آبِ آلوده نوشیده‌ن، از شرکت‌های داروسازی‌ای که دفاترِ‌شون تعطیل شده و نمایندگی‌هاشون در کشورهای اطراف معلق مونده و با همه تخصص‌شون فعلن بیکار خواهند موند و این بیکاری یعنی کمبود یک‌سری داروهای اساسی که وارداتی هستند. از هزار کسب‌وکارِ کوچیک که با هزار قرض و قوله اول یا وسطِ امسال راه افتاده بودن، به امیدِ شکوفایی که اون شد سر زمستونش و اینم دشتِ عیدشون، که ورشکستگیه... از اغذیه‌فروشِ سینما که خداتومن اون‌ دکه رو اجاره کرده و حالا مونده حیرون، پیِ یه لقمه نون... از کارگرهای قراردادیِ فولاد مبارکه و پتروشیمی ماهشهر که عیدیِ شبِ عیدشون شد هزینه دوا درمون و دیگه محلِ کاری ندارن که کاری داشته باشن و دستمزدی. از بچه‌های کوچیک و پرنده‌های جنوب که دودِ مواد پتروشیمی نفسی براشون نذاشته و خدا می‌دونه بعدن چه تبعاتی برای سلامتی‌شون داشته باشه... از بچه‌های تئاتر آزاد که با نمایش‌های کمدی‌شون کلی خانواده‌ها رو می‌خندوندن و حالا بیشتر از سه‌ ماهه هم کاسبیِ روزشون تعطیله، هم تئاترهای شب‌شون... اینا و خیلی‌های دیگه نه حکومتی‌ان، نه جیره‌خور، نه چای دبش خورده‌ن، نه یه قرون از میلیارد میلیاردهای اختلاس که خود دولت اعلام کرده تو جیبِ اونا رفته... اونها آدم‌های همین کشورن و همین خاک و اگر بیشتر از شما سهم نداشته باشن، قطعن اندازه شما حق نظر دارن. پس کاش هر وقت خواستین نسخه بپیچین و برای آینده برنامه بریزین، اول بیاین کنارِ ما -من، آقا‌ رضا، گربه‌ها، کارگرها، پرنده‌ها و...- شاید اون‌ وقت به همین راحتی از بمباران حرف نزنین».

Go to News Site