شرق
درحالیکه راهبرد اعلامی دشمن، عقبراندن ایران به «عصر حجر» از طریق هدف قراردادن زیرساختهای انرژی و سوخت بود، جزیره کیش بهمثابه نگین خلیج فارس، اهمیتی فراتر از گذشته در این جنگ پیدا کرده بود. کیش تنها یک مقصد گردشگری نبود؛ کیش خط مقدم در آبهای گرم جنوب بود. نمادی از حیات اقتصادی، تردد دریایی و حضور مردمی در منطقهای راهبردی. اگر کیش به خاموشی فرو میرفت، دشمن این روایت را میساخت که توانسته است در جنگ با ایران موفق شود. تاریکی کیش، معنایی جز پیروزی دشمن بر اراده یک ملت نداشت. از این منظر، روشنماندن چراغهای کیش فقط یک اقدام فنی نبود؛ یک پیام بود: ایران خاموش نمیشود. اما چگونه این پیام در عمل محقق شد؟ دریا، تنها راه اتصال در روزهایی که حملات هوایی فرودگاه جزیره را تعطیل کرده بود، تنها مسیر باقیمانده برای رساندن سوخت، دریای خلیج فارس بود. در طول ایام جنگ، سه شناور حامل بنزین، دو شناور حامل گازوئیل و دو شناور حامل سوخت هواپیما موفق شدند به جزیره برسند. نتیجه اینکه جزیره کیش در بالاترین میزان موجودی سوخت قرار گرفت. در ایام جنگ جزیره کیش نهتنها شاهد سهمیهبندی اضطراری نبود، بلکه شاهد کاهش عرضه و ایجاد صفهای طولانی دریافت سوخت هم نشد. ارقام پشت صحنه روشنایی براساس مستندات رسمی سازمان منطقه آزاد کیش، وضعیت ذخایر سوخت در ابتدای جنگ به این شرح بود: بنزین: تأمین ذخیره برای تابآوری حدود ۵۵ روز. گازوئیل (شرکت پخش): تأمین ذخیره برای تابآوری حدود ۵۰ روز. ارقامی که نه برای روزها، بلکه برای هفتهها و ماهها طراحی شده بود. این یعنی جزیره کیش پیش از آنکه نخستین موشک به زیرساختهای کشور اصابت کند، خود را برای جنگی طولانی آماده کرده بود. این مقیاس ذخیرهسازی فراتر از استانداردهای معمول پدافند غیرعامل بود و نشان میداد کیش برای سناریویی طراحی شده است که در آن اگر هیچ کمکی از سرزمین اصلی نمیرسید هم به حیات خود بتواند ادامه دهد. مانوری که پیش از جنگ برگزار شد «ما برای قطعی گاز از عسلویه هم مانور آمادهسازی برگزار کرده بودیم»؛ این جمله یکی از مدیران معاونت عمرانی است؛ مانوری که پیش از جنگ انجام شد و سناریوی جایگزینی گازوئیل به جای گاز طبیعی را در شرایط بحران آزمایش کرد. به این معنا جزیره کیش پیش از آنکه دشمن حمله کند، خود را در بدترین سناریوی ممکن قرار داده بود تا نقاط ضعف را پیدا و رفع کند. آب، خط قرمز بعدی اگر روشنایی نماد حیات است و تداوم برق، پیام مقاومت، آب خود زندگی است و فراتر از یک نماد. در جزیرهای با آبوهوای گرم و رطوبت بالا، قطع آب در مدت کمتر از ۴۸ ساعت میتوانست شرایط را از بحران به فاجعه انسانی تبدیل کند. دشمن بهخوبی میدانست که اگر نتواند برق را خاموش کند، میتواند آب را هدف بگیرد. اما در کیش، آب نیز مانند برق، پشتیبانهای متعدد و ذخایری فراتر از نیاز عادی داشت. در حوزه آب ارقام درخور توجه است: مخازن نیروگاه آب و برق کیش: ۵۰ هزار مترمکعب (آبگیری کامل). مخازن نیروگاه ماهتاب: چهار هزار مترمکعب (آبگیری کامل). مخازن هتلهای بزرگ کیش: حدود دوهزارو ۵۰۰ مترمکعب (ذخیره اضطراری). دپوی آب معدنی: هزارو ۲۰۰ تن (بدون احتساب موجودی انبار سازمان). علاوه بر این، شرکت عمران، آب و خدمات کیش موظف شد مخزن تمام تانکرهای موجود در جزیره را همواره پر نگه دارد. معنای این اعداد آن بود که جزیره کیش در اوج جنگ نهتنها با کمبود آب مواجه نشد، بلکه ذخیرهای برای آینده نیز در نظر گرفته بود تا کیشوندان نگرانیای از بابت تأمین آب آشامیدنی نداشته باشند. پدافند غیرعامل؛ محافظت از ذخایر ذخیره کافی، بدون ایمنی کافی، میتوانست یک نقطه آسیبپذیر باشد. دشمن میتوانست با یک حمله موفق، تمام این انبارها را هدف قرار دهد. به همین دلیل مدیریت جزیره دست به اقدامات احتیاطی زیر زد: دیواره خاکی در اطراف مخازن شرکت ملی پخش فراوردههای نفتی اجرا شد. خیابانهای منتهی به انبار شرکت نفت در شعاع ۳۰۰متری تخلیه شد. ۱۴ واحد مسکونی پیرامون مخازن سوخت شرکت آب و برق تخلیه و ساکنان آنها به منازل امن منتقل شدند. به این ترتیب در ایام پیش و در حین جنگ تلاش شد تا از منابع و امکانات تا حد ممکن حفاظت شود. پیامی که به دشمن رسید در شرایطی که دشمن راهبرد روشنی برای فروپاشی زیرساختهای انرژی ایران دنبال میکرد، خاموش جزیره کیش که از سرزمین اصلی دور است و در خط مقدم آبهای جنوب ایران قرار دارد، میتوانست نمادی از فروپاشی تابآوری ایران باشد. روشنایی و تأمین پایدار انرژی در کیش پیامی بود به زبان واقعیت؛ پیامی با این مضمون که «ایران را نمیتوان به گذشته بازگرداند». جنگ رمضان در کیش نشان داد «مدیریت بحران» فقط واکنش به بحران نیست، پیشبینی و انجام مانورهای لازم برای قرارگرفتن در شرایط آمادگی کامل بسیار مؤثر است و مهمتر از همه اینکه خاموشی و مشکلات انرژی در جزیره کیش میتوانست روایت جنگ را به نفع دشمن تغییر دهد؛ روایتی از فروپاشی و ناکارآمدی که کاملا شکست خورد. درحالیکه راهبرد اعلامی دشمن، عقبراندن ایران به «عصر حجر» از طریق هدف قراردادن زیرساختهای انرژی و سوخت بود، جزیره کیش بهمثابه نگین خلیج فارس، اهمیتی فراتر از گذشته در این جنگ پیدا کرده بود. کیش تنها یک مقصد گردشگری نبود؛ کیش خط مقدم در آبهای گرم جنوب بود. نمادی از حیات اقتصادی، تردد دریایی و حضور مردمی در منطقهای راهبردی. اگر کیش به خاموشی فرو میرفت، دشمن این روایت را میساخت که توانسته است در جنگ با ایران موفق شود. تاریکی کیش، معنایی جز پیروزی دشمن بر اراده یک ملت نداشت. از این منظر، روشنماندن چراغهای کیش فقط یک اقدام فنی نبود؛ یک پیام بود: ایران خاموش نمیشود. اما چگونه این پیام در عمل محقق شد؟ دریا، تنها راه اتصال
Go to News Site