شرق
سریالهای تلویزیونی صداوسیما در سالهای اخیر به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات در فضای فرهنگی و رسانهای کشور تبدیل شده است. بسیاری از مخاطبان و منتقدان معتقدند این رسانه با دوران طلایی خود در دهههای گذشته فاصله معناداری گرفته است. ریشهیابی این افول در دو بخش کلی «محتوا» و «فرم» قابل بررسی است. از بحران دراماتیک و گسست از واقعیت که بگذریم، یکی از جدیترین معضلات، ضعف در سناریو و پیرنگ داستانی است. فرزانه متین : سریالهای تلویزیونی صداوسیما در سالهای اخیر به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات در فضای فرهنگی و رسانهای کشور تبدیل شده است. بسیاری از مخاطبان و منتقدان معتقدند این رسانه با دوران طلایی خود در دهههای گذشته فاصله معناداری گرفته است. ریشهیابی این افول در دو بخش کلی «محتوا» و «فرم» قابل بررسی است. از بحران دراماتیک و گسست از واقعیت که بگذریم، یکی از جدیترین معضلات، ضعف در سناریو و پیرنگ داستانی است. بسیاری از سریالها با ایدههای تکراری، کلیشهای و قابل پیشبینی ساخته میشوند. شخصیتپردازیها غالبا «سیاه و سفید» هستند؛ قهرمانان بیش از حد معصوم و ضدقهرمانان بهطور غیرواقعی شرور ترسیم میشوند. این فقدان خاکستریبودن شخصیتها باعث میشود مخاطب نتواند با آنها همذاتپذیری کند. از سوی دیگر، ساختار نادرست فنی و فرمی سریالها بیش از حد به ضعیفترشدن محتوا کمک میکند. ما با یک نوع شتابزدگی از منظر فرمی و ساختاری روبهرو هستیم. اکثر آثار دچار نوعی «تولید انبوه و بازاری» شدهاند. کمبود بودجه از یک سو و اصرار بر تولید سریع (پروژههای مناسبتی) از سوی دیگر، کیفیت بصری و هنری را قربانی کرده است. استفاده از دوربینهای معمولی، نورپردازیهای تخت و طراحی صحنههایی که بیشتر شبیه دکورهای ارزانقیمت هستند تا محیط واقعی زندگی، از جذابیت بصری کار میکاهد. مجموعه «سرو، سپید، سرخ» را میتوان جزء این دست از آثار قرار داد که از شبکه یک سیما پخش میشود، نخستین اثر نمایشی درباره «جنگ 40روزه» است و با ساختاری اپیزودیک و حضور 14 کارگردان مستقل، روایت انسانی از بحران جنگ را ارائه میدهد. اما مخاطب شاهد افول کیفی سریال مهمی است که مربوط به جنگ تحمیلی اخیر است. تاکنون اپیزودهای مرزبان، ۹:۴۰، نگاه، تورنتو، من و شادی، چادر سفری، تراس و پاخونه از این مجموعه پخش شده است. اپیزودهای پخششده
Go to News Site