شرق
در شرایطی که کشور یکی از پیچیدهترین و بیسابقهترین مقاطع تاریخی پس از انقلاب را تجربه میکند؛ مقطعی که با گذر از یک جنگ تحمیلی ۴۰روزه، آسیب به زیرساختهای کشور و احتمال حمله مجدد قرین شده است، انتظار میرود کنشگران سیاسی و رسانهای بیش از هر زمان دیگری به درک «اقتضائات زمانه» پایبند باشند. با این حال، آنچه در روزهای اخیر مشاهده میشود، تداوم همان الگوهای فرسودهای است که پیشتر نیز هزینههای سنگینی بر نظام تصمیمگیری کشور تحمیل کردهاند؛ الگوهایی مبتنی بر تخریب، دوقطبیسازی و تقلیل مسائل کلان ملی به رقابتهای جناحی که در تمام این سالها هیچ سود و آوردهای برای مردم نداشت. عبدالرحمن فتحالهی : در شرایطی که کشور یکی از پیچیدهترین و بیسابقهترین مقاطع تاریخی پس از انقلاب را تجربه میکند؛ مقطعی که با گذر از یک جنگ تحمیلی ۴۰روزه، آسیب به زیرساختهای کشور و احتمال حمله مجدد قرین شده است، انتظار میرود کنشگران سیاسی و رسانهای بیش از هر زمان دیگری به درک «اقتضائات زمانه» پایبند باشند. با این حال، آنچه در روزهای اخیر مشاهده میشود، تداوم همان الگوهای فرسودهای است که پیشتر نیز هزینههای سنگینی بر نظام تصمیمگیری کشور تحمیل کردهاند؛ الگوهایی مبتنی بر تخریب، دوقطبیسازی و تقلیل مسائل کلان ملی به رقابتهای جناحی که در تمام این سالها هیچ سود و آوردهای برای مردم نداشت. در چنین زمینهای، اگرچه موج جدیدی از حملات به محمدباقر قالیباف و تیم مذاکرهکننده تازگی ندارد، اما وجه تمایز آن با دورههای پیشین در عمق و دلالتهای نگرانکنندهتری نهفته است. این بار ماجرا صرفا به اختلافنظرهای متعارف سیاسی یا رقابتهای درونجریانی محدود نمیشود، بلکه بیش از هر چیز از نوعی ناتوانی در تشخیص مختصات حساس و پیچیده وضعیت کنونی کشور حکایت دارد؛ شرایطی که نیازمند فهمی دقیق، رفتاری مسئولانه و پرهیز از واکنشهای هیجانی است، اما در مقابل، برخی کنشها نشان میدهد هنوز درکی متناسب با سطح تهدیدها و ضرورتهای ملی شکل نگرفته است؛ چون این بار روایت مذاکرات با ادوار پیشین از دوره سازندگی و اصلاحات تا تجربه برجام و پسابرجام متفاوت است.
Go to News Site