Collector
شیفتی که تمام نشد | Collector
شیفتی که تمام نشد
شرق

شیفتی که تمام نشد

روزی که صدای جنگنده‌های دشمن زودتر از آنکه روی خانه‌ها و خیابان‌ها و مغازه‌ها و بعد منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر در جنوب غرب ایران سایه بیندازند، به گوش رسید، مهدی ویسی‌تبار مثل همه 14 سال گذشته، مشغول تعمیر و رسیدگی به دستگاه‌ها بود؛ در شرکت فجر انرژی خلیج فارس، با بقیه همکارانش که در روزهای جنگ با بیم و امیدی دو‌چندان و با تعدادی کمتر از همیشه سر کار می‌‌رفتند. الناز محمدی، سارا سبزی: روزی که صدای جنگنده‌های دشمن زودتر از آنکه روی خانه‌ها و خیابان‌ها و مغازه‌ها و بعد منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر در جنوب غرب ایران سایه بیندازند، به گوش رسید، مهدی ویسی‌تبار مثل همه 14 سال گذشته، مشغول تعمیر و رسیدگی به دستگاه‌ها بود؛ در شرکت فجر انرژی خلیج فارس، با بقیه همکارانش که در روزهای جنگ با بیم و امیدی دو‌چندان و با تعدادی کمتر از همیشه سر کار می‌‌رفتند. مهدی 42‌ساله روز شنبه پانزدهم فروردین 1404 هم با لباس کارش و مثل همیشه ساکت و کم‌رو، بین دستگاه‌ها می‌‌چرخید و با دقت همیشگی‌اش کار می‌کرد که موشک‌ها از راه رسیدند؛ دقیقا همان‌طورکه دوستانش او را به خاطر دارند، مثل انوش شاپوری که از سال اول دبیرستان تا سال آخر لیسانس در دانشگاه آزاد اهواز با مهدی هم‌کلاس بود و برای توصیف او سه کلمه را انتخاب می‌‌کند: ساکت، محترم، علاقه‌ عجیب به مهندسی مکانیک. انوش و مهدی در دانشگاه آزاد اهواز با هم مهندسی مکانیک خواندند و بعد، خیلی زود مهدی در پتروشیمی‌‌های ماهشهر مشغول به کار شد و انوش به فولاد خوزستان رفت؛ دو همشهری که در محله باهنر اهواز بزرگ شدند و روز بمباران منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر، یکی‌شان خبر مرگ دیگری را در کانال اخبار خوزستان در پیام‌رسان «بله» دید، همراه با پنج اسم دیگر که شدند آمار نهایی شهدای آن روز: محمد ترابی، ابوذر ریحانی، علی ممبینی، حسین‌ هاشم‌پور و علی امامی‌.

Go to News Site