شرق
پس از آنکه ترامپ از خودش تصویری منتشر کرد و در نگاه اول (و تا حدی دوم، سوم و چهارم) میتوانست شبیه نسخهای بازسازیشده از او به عنوان عیسی باشد، توضیح عجیبی برای آن ارائه داد: «تصور میکردم در این تصویر من پزشکی هستم که مرتبط با صلیب سرخ دیده میشود. فقط اخبار جعلی میتوانند چنین چیزی را مطرح کنند و بگویند این تصویر مرتبط با مسیح است. قرار است من پزشکی باشم که مردم را بهتر میکند. من مردم را بهتر میکنم. لارس اسوندسن-ترجمه: احمد امیرخلیلی: پس از آنکه ترامپ از خودش تصویری منتشر کرد و در نگاه اول (و تا حدی دوم، سوم و چهارم) میتوانست شبیه نسخهای بازسازیشده از او به عنوان عیسی باشد، توضیح عجیبی برای آن ارائه داد: «تصور میکردم در این تصویر من پزشکی هستم که مرتبط با صلیب سرخ دیده میشود. فقط اخبار جعلی میتوانند چنین چیزی را مطرح کنند و بگویند این تصویر مرتبط با مسیح است. قرار است من پزشکی باشم که مردم را بهتر میکند. من مردم را بهتر میکنم. من مردم را خیلی بهتر میکنم». همین جمله آخر بیش از همه حائز اهمیت است، چراکه در تاریخ سیاسی غرب، این تصور سابقهای طولانی دارد. در اروپای قرون وسطا باور رایجی وجود داشت که فرمانروا نهفقط حکومت میکند، بلکه شفا هم میدهد. این نگرش نه به عنوان یک استعاره، بلکه به معنای واقعی کلمه تصوری بنیادین و متافیزیکی از جایگاه پادشاه بود که اگر دست خود را روی بیماری بگذارد، نظم را به بدن بیمار بازمیگرداند و بیمار شفا پیدا میکند. این فقط یک باور پزشکی نبود، بلکه شکلی از الهیات سیاسی بود: «قدرت سیاسی همیشه در قالب نیرویی مقدس و درمانگر ظاهر میشد». نکته اساسی آن بود که این قدرت به شخص پادشاه تعلق نداشت، بلکه به صورت ذاتی به مقام سلطنت تعلق داشت. شاه به عنوان فرد ممکن بود خطاکار، ستمگر یا نالایق باشد اما همچنان حامل نیرویی فراتر از خود دانسته میشد. او واسطه قدرتی بود که منشأ آن بیرون از شخص او قرار میگرفت. هِنری هشتم میتوانست مستبد باشد بدون اینکه قدرت شفادهیاش تضعیف شود و چارلز دوم میتوانست صدها هزار نفر را بدون اینکه کسی صلاحیتهای شخصی او را برای چنین توانایی زیر سؤال ببرد، شفا دهد. پادشاه شفا میداد فقط به این دلیل که توانسته بود قدرتی فراتر از خودش را در اختیار بگیرد. اما در مورد ترامپ وضعیت متفاوت است. او نیازی ندارد خود را مسیح بداند، زیرا در منطق او، «منِ» ترامپ بهتنهایی کافی است و نه منصب، نه نهاد، نه سنت و نه نیرویی الهی، بلکه شخص ترامپ همیشه سرچشمه نجات معرفی میشود. اگر شاهِ سنتی واسطه امری والا بود، ترامپ خود را منبع آن امر والا میداند. با این تفسیر، از منظر او «بهترکردن مردم» به چه معناست؟ این مفهوم در پزشکی به معنای کاهش رنج، درمان بیماری و طولانیکردن عمر است، در فلسفه اخلاق میتواند به معنای تقویت شخصیت و ترویج فضیلت باشد و در سیاست میتواند به معنای بهبود شرایط زندگی شهروندان باشد. اما هیچیک از این معانی با منش سیاسی ترامپ مطابقت ندارد. با این حال قدرت این جمله در ابهام آن نهفته است. واژه «بهتر» آنقدر نامشخص است که هر هواداری میتواند معنای دلخواه خود را در آن قرار دهد. ترامپ با این تصویر مدعی است برای جامعه جهانی نوعی داروی شفادهنده در اختیار دارد، اما واقعا داروی شفادهنده او چیست؟
Go to News Site