Collector
لبخند دیپلماتیک مقامات تهران، راهبرد فریب است | Collector
لبخند دیپلماتیک مقامات تهران، راهبرد فریب است
independentpersian

لبخند دیپلماتیک مقامات تهران، راهبرد فریب است

رویدادهای چند هفته گذشته نباید هیچ ناظر جدی جمهوری اسلامی را شگفت‌زده کند. تهران در اسلام‌آباد وارد گفت‌وگوی مستقیم با دولت ترامپ شد، خود را شریک مذاکره معرفی کرد، توقف عملیات جاری اسرائیل علیه حزب‌الله را به‌عنوان پیش‌شرط هرگونه توافق مطرح کرد و سپس، در شرایطی که پرونده هسته‌ای همچنان حل‌نشده باقی ماند، از مذاکرات خارج شد. چند روز بعد، تحت فشار محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر ایران، جمهوری اسلامی اعلام کرد تنگه هرمز «کاملا باز» است، اما چند ساعت بیشتر نگذشته بود که وزارت خارجه جمهوری اسلامی مفاد آنچه گفته می‌شد توافق شده است را به چالش کشید. این روند شکست دیپلماتیک نیست، بلکه دقیقا مطابق شیوه‌ رژیم طی چهل‌وشش سال است. این رفتار نام دارد، در واقع، دو نام دارد. در عربی، به آن «تقیه» گفته می‌شود، یعنی عمل مجاز دینی برای پنهان‌کاری در خدمت ایمان. در فارسی، «کتمان» نامیده می‌شود، سنت پنهان‌کاری گسترده‌تری که فرد مومن مجاز، و گاه موظف، است حرفی بزند که برخلاف باور قلبی و کردارش است. این‌ها حاشیه‌‌نویسی‌های فقهی نیستند، بلکه دکترین‌های عملیاتی‌اند، و رژیم تهران کاربرد آن‌ها را طی بیش از چهار دهه تعامل با غرب بهبود بخشیده است. دکترین مذاکره جمهوری اسلامی دکتر هرولد رود، پژوهشگر ارشد در مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم و تحلیلگر پنتاگون در امور ایران و جهان اسلام، منطق رفتار راهبردی جمهوری اسلامی را تشریح کرده است، اما سیاست‌گذاران غربی همچنان آن را نادیده می‌گیرند. در این تحلیل چند ویژگی ثابت در رفتار رژیم شناسایی شده است: ذهنیت شطرنجی. جمهوری اسلامی در فریب رقیب مهارت دارد، با ظاهری مودب و همکاری‌جویانه، در حالی که همزمان در تلاش‌ است رقیب را تضعیف کند. رفتار مودبانه پشت میز مذاکره انحراف از راهبرد نیست؛ بخشی از آن است. مذاکره به‌مثابه تسلیم. از نگاه جمهوری اسلامی، مذاکره برای بحث درباره شرایط پس از پیروزی یکی از طرفین است. درخواست مذاکره پیش از پیروزی نشانه ضعف تلقی می‌شود و طرف مقابل را به افزایش مطالبات تشویق می‌کند. هرگونه پیشنهاد طرف غربی در همین چارچوب تفسیر می‌شود. تشدید افقی و عمودی. جمهوری اسلامی از طریق شبکه نیابتی‌اش دامنه درگیری‌ها را از نظر جغرافیایی گسترش می‌دهد و همزمان حملات علیه غیرنظامیان و زیرساخت‌های حیاتی را تشدید می‌کند. حوثی‌ها، حزب‌الله، شبه‌نظامیان شیعه در عراق و سوریه و حماس، ابزارهای یک دکترین واحدند، نه بازیگران مستقل. بهره‌برداری از شکاف‌های داخلی. هدف جمهوری اسلامی نابودی کشورهای سنی حوزه خلیج فارس است، هدفی که این کشورها را به هم‌راستایی تاکتیکی با اسرائیل سوق داده است. توافق‌های ابراهیم در خلاء شکل نگرفتند، بلکه نتیجه درک کشورهای منطقه از پروژه جمهوری اسلامی علیه خودشان بود. خرید زمان از طریق فریب. جمهوری اسلامی از مذاکرات برای خرید زمان و تقویت موقعیتش استفاده می‌کند، به‌ویژه در پرونده هسته‌ای، تا شرایط مساعدتر فرا رسد. هر دور گفت‌وگو برای تهران به‌منزله وقفه‌ای پیش از حرکت بعدی است. با سنجش رویدادهای ماه گذشته در این چارچوب، توضیح بیشتری لازم نیست. جمهوری اسلامی وارد مذاکره شد، تلاش کرد از اهرم دیپلماتیک آمریکا برای حفاظت از حزب‌الله در برابر حملات اسرائیل استفاده کند، در موضوع هسته‌ای مقاومت کرد، سپس تنگه هرمز را زمانی که به نفعش بود بست و وقتی فشار افزایش یافت، آن را باز کرد و اکنون از طریق کانال‌های رسمی، در حال عقب‌نشینی از توافق بازگشایی است. این دکترین پنهان نیست؛ در معرض دید است. سابقه مستند فریب سابقه تاریخی نشان می‌دهد که رویدادهای اخیر استثنا نیستند. دور گلد، رئیس فقید مرکز اورشلیم، در سال ۲۰۰۹ در کتابش با عنوان «ظهور ایران هسته‌ای: چگونه تهران غرب را به چالش می‌کشد»، سابقه فریبکاری جمهوری اسلامی را با جزئیات مستند کرده است. Read More This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field) پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، سرویس‌های اطلاعاتی غرب دریافتند که جمهوری اسلامی یک برنامه هسته‌ای تسلیحاتی مخفی دارد و بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را که به سایت‌های محدود دسترسی داشت، گمراه می‌کرده است. پس از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ (برجام) نیز این روند ادامه پیدا کرد. در سال ۲۰۱۸، عوامل اطلاعاتی اسرائیل حدود ۵۰ هزار سند را از انباری در منطقه شورآباد تهران خارج کردند، که آرشیو هسته‌ای رژیم بود. این اسناد نشان می‌داد که جمهوری اسلامی درباره تاریخچه، دامنه و هدف برنامه تسلیحاتی‌اش طرف‌های مذاکره را به‌طور سازمان‌یافته گمراه کرده است. برجام توافق با دولتی اصلاح‌شده نبود، توافق با دولتی بود که داشت طرف مقابل را فریب می‌داد. فرض گلد روشن است: نمی‌توان با رژیمی آخرالزمانی به توافقی پایدار رسید. کاربرد واژه «آخرالزمانی» این‌جا توصیفی است، نه بلاغی. ایدئولوژی حاکم بر جمهوری اسلامی بر پایه فقهی است که در آن بقا و دستیابی به سلاح‌های تعیین‌کننده وظیفه‌ای دینی تلقی می‌شود، نه انتخابی سیاسی. دیپلماسی متعارف فرض را بر این می‌گذارد که هر دو طرف به دنبال نتیجه‌ای پایدارند؛ اما رژیم تهران بر مبنایی متفاوت عمل می‌کند. حزب‌الله، هرمز و تله‌ای برای واشنگتن تحرکات هفته‌های اخیر نیز در همین چارچوب قابل درک است. جمهوری اسلامی تلاش کرد از مذاکرات اسلام‌آباد برای وادار کردن ترامپ به مهار اسرائیل در جبهه حزب‌الله استفاده کند. پس از تضعیف حماس و سقوط رژیم اسد در سوریه، حزب‌الله همچنان مهم‌ترین دارایی جمهوری اسلامی در منطقه باقی مانده است. تهران نیاز داشت واشنگتن را وادار به مهار اسرائیل کند. این هدف محقق نشد. با حل‌ نشدن پرونده هسته‌ای، محاصره دریایی اعمال شد. واکنش جمهوری اسلامی‌ــ اعلام باز بودن تنگه هرمز و رد تقریبا بلافاصله شرایط‌ــ حرکتی شناخته‌شده است: امتیازدهی در عرصه عمومی، بازنگری در خفا، و حفظ امکان انکار در آینده. این‌جاست که «تقیه» استعاره نیست، بلکه منطق حاکم است. پیامد این روند برای سیاست‌گذاران آمریکایی روشن است. جمهوری اسلامی به توافق‌ها پایبند نیست؛ از آن‌ها بهره‌برداری می‌کند. هر امتیازی که سر میز مذاکره داده شود نشانه ضعف تلقی می‌شود و در دور بعدی فشار، لحاظ می‌گردد. هر وقفه، فرصتی برای غنی‌سازی بیشتر، بازسازی نیروهای نیابتی، و مرحله بعدی تشدید تنش افقی و عمودی است. تنها زبانی که این رژیم به آن احترام گذاشته زبان زور بوده است، زبانی که باید مبتنی بر فشار معتبر، مستمر و قاطع باشد‌ــ در حوزه‌های اقتصادی، دیپلماتیک و، در صورت لزوم، نظامی. پاسخ به پرسش مطرح‌شده در این مقاله روشن است. هیچ ناظر جدی نباید از فریبکاری جمهوری اسلامی شگفت‌زده شود. این رژیم خود را آشکارا معرفی کرده است‌ــ در عربی، در فارسی و در اسنادی که خود در انباری در تهران نگهداری کرده بود. پرسش باقی‌مانده این است که آیا واشنگتن در نهایت آنچه دیده است را باور خواهد کرد یا خیر. ترجمه از مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم ایران آمریکا مذاکرات اسلام‌آباد مذاکرات ایران و آمریکا توافق هسته‌ای جنگ ایران اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی در فریب رقیب مهارت دارد، با ظاهری مودب و همکاری‌جویانه، در حالی که همزمان در تلاش‌ است رقیب را تضعیف کند. رفتار مودبانه پشت میز مذاکره انحراف از راهبرد نیست؛ بخشی از آن است دن دیکر هرولد رود سه شنبه, آوریل 21, 2026 - 19:30

عباس عراقچی و هیئت همراه در مذاکره با آمریکا، مه ۲۰۲۵‌ــ انتخاب

دیدگاه related nodes: دور جدید مذاکرات تهران و واشنگتن نمایشی بی‌معنی است فصل پایان جمهوری اسلامی به دست مردم ایران نوشته خواهد شد پس از بن‌بست مذاکرات اسلام‌آباد، ترامپ چه می‌خواهد بکند؟ Type: news SEO Title: لبخند دیپلماتیک مقامات تهران، راهبرد فریب است Inner related node: دور جدید مذاکرات تهران و واشنگتن نمایشی بی‌معنی است فصل پایان جمهوری اسلامی به دست مردم ایران نوشته خواهد شد پس از بن‌بست مذاکرات اسلام‌آباد، ترامپ چه می‌خواهد بکند؟ copyright:

Go to News Site