شرق
جان یورک در کتاب «در دل جنگل» به سراغ ساختار روایت داستان رفته و بر اساس مطالعاتی طولانی به این نتیجه رسیده که اگر واقعا سرمشق و کهنالگویی در کار باشد، بعید است فقط به فیلمنامهنویسی محدود شود، بلکه باید در مورد تمام ساختارهای روایی صدق کند. درواقع یا همه داستانها بر اساس الگویی واحد روایت میشوند یا هیچ کدامشان چنین الگویی ندارند. اگر داستانگویی واقعا قالبی جهانشمول داشته باشد، این نکته بدیهی به نظر میرسد. شرق: جان یورک در کتاب «در دل جنگل» به سراغ ساختار روایت داستان رفته و بر اساس مطالعاتی طولانی به این نتیجه رسیده که اگر واقعا سرمشق و کهنالگویی در کار باشد، بعید است فقط به فیلمنامهنویسی محدود شود، بلکه باید در مورد تمام ساختارهای روایی صدق کند. درواقع یا همه داستانها بر اساس الگویی واحد روایت میشوند یا هیچ کدامشان چنین الگویی ندارند. اگر داستانگویی واقعا قالبی جهانشمول داشته باشد، این نکته بدیهی به نظر میرسد. جان یورک اگرچه در آغاز به کاوشی محدود در فیلمنامهنویسی پرداخت اما کمکم به سفری تاریخی، فلسفی، علمی و روانشناختی به اعماق داستانگویی رفت و در نهایت به این درک رسید که ساختار دراماتیک نه یک مفهوم ساختگی بلکه محصول ابعاد روانی، زیستی و فیزیکی انسان است. او در کتاب «در دل جنگل» تلاش کرده زیبایی خارقالعاده ساختار را کندوکاو و تشریح کند و همچنین تحولات تاریخیاش را بررسی کرده و نشان داده چرا و چگونه در تمام ابعاد داستان، از شخصیت و دیالوگ گرفته تا فراتر از آن، بروز مییابد. او در این کتاب به سینما بیشتر ارجاع داده چون با این هنر بیشتر آشنا است ولی گستره این کتاب فراتر از سینما است: از موضوعاتی مانند درام تلویزیونی و ارتباط آن با برنامههایی مثل کارآموز و ایکس فاکتور گرفته تا چگونگی روایت تاریخ، تفسیر هنر و تبلیغات و حتی نحوه شکلگیری قضاوت ما درباره بیگناهی یا گناهکاری افراد در یک جلسه دادگاه.
Go to News Site