شرق
در شرایط جنگی، نیاز خبری در جامعه به اوج میرسد و همین امر، چسبندگی مردم به رسانهها را چند برابر میکند. مخاطب در چنین موقعیتی فقط دنبال خبر نیست؛ او میخواهد بداند پشت وقایع چه میگذرد، آینده چه خواهد شد و کدام روایت قابل اعتماد است. اینجاست که رسانه از یک ابزار اطلاعرسانی ساده، به مرجع تفسیر و حتی آرامش روانی تبدیل میشود. بهطور طبیعی، این نقش باید بر عهده رسانه ملی باشد که بهدلیل دسترسی گسترده و جایگاه رسمی، میتواند به نیاز عمومی پاسخ بدهد. در شرایط جنگی، نیاز خبری در جامعه به اوج میرسد و همین امر، چسبندگی مردم به رسانهها را چند برابر میکند. مخاطب در چنین موقعیتی فقط دنبال خبر نیست؛ او میخواهد بداند پشت وقایع چه میگذرد، آینده چه خواهد شد و کدام روایت قابل اعتماد است. اینجاست که رسانه از یک ابزار اطلاعرسانی ساده، به مرجع تفسیر و حتی آرامش روانی تبدیل میشود. بهطور طبیعی، این نقش باید بر عهده رسانه ملی باشد که بهدلیل دسترسی گسترده و جایگاه رسمی، میتواند به نیاز عمومی پاسخ بدهد. اما مسئله از جایی شروع میشود که این انتظار برآورده نمیشود. مخاطب وقتی تلویزیون را روشن میکند، بهجای تحلیلهای چندلایه و روایتهای متنوع، با حجم بالایی از رجزخوانی، تهییج و پیامهای یکدست مواجه میشود. شبکهها تفاوت معناداری با هم ندارند، کارشناسان اغلب از یک طیف فکریاند و صدای مستقل یا نگاه متفاوت دیده نمیشود. در چنین فضایی، رسانه ملی این ظرفیت را دارد که با اصلاح رویکرد خود، بازکردن میدان برای صداهای متنوع و ارائه تحلیلهای درست و دقیق، دوباره به مرجع اعتماد تبدیل شود و جایگاه طبیعی خود را در میان مخاطبان بازیابد.
Go to News Site