خبرآنلاين
چراغ اتاقش روشن بود. مدام به جبهه و دشمن فکر میکرد. نقشهها پیش رویش گسترده بود و سفیدی چشمانش از شدت کار، سرخ شده بود. اطرافش پر از نقاله، خطکش، گونیا، خودکار و نقشه بود. به نقشههایی که روی زمین پهن شده بودند خیره میشد و با خودکار، نقاطی را علامت میزد؛ نقاطی که رزمندگان باید به آنها حمله میکردند.
Go to News Site