شرق
وقتی نظم وجود دارد، همه چیز معلوم است و سر جای خودش قرار میگیرد؛ هرکس به آسودگی کار خودش را میکند و میتواند به راحتی پیشبینی کند که چهار قدم جلوتر و چهار روز بعد چه خواهد شد و چه خواهد کرد. میتواند خود و پیرامون خود را ببیند و بشناسد. زندگی روان و آسوده بدون التهاب، اضطراب و بلاتکلیفی میگذرد. وقتی نظم وجود دارد، همه چیز معلوم است و سر جای خودش قرار میگیرد؛ هرکس به آسودگی کار خودش را میکند و میتواند به راحتی پیشبینی کند که چهار قدم جلوتر و چهار روز بعد چه خواهد شد و چه خواهد کرد. میتواند خود و پیرامون خود را ببیند و بشناسد. زندگی روان و آسوده بدون التهاب، اضطراب و بلاتکلیفی میگذرد. نظم که نباشد، همه چیز نامعلوم است. زندگی به مجهولی بزرگ بدل میشود که یک وجب جلوتر و یک ساعت بعدترش هم معلوم نیست. انگار در اتاقی تاریک ایستادهاید و نمیدانید در آن چه میگذرد. حتی یک شناخت ساده هم نمیتوانید پیدا کنید. سؤالها بیجواب میمانند. زندگی در ترس و نگرانی و اضطراب میگذرد. بلاتکلیفی همه را کلافه میکند.
Go to News Site