شرق
کارشناسان در نشست بررسی پیامدهای زیستمحیطی جنگ و توسعه، نسبت به دو کانون حساس و همزمان آسیبپذیر در مدیریت بحران تهران هشدار دادند؛ آب بهعنوان شریان حیاتی شهر و انبارهای نفت بهعنوان نقاط پرریسک زیرساختی. آنان تأکید کردند که در غیاب نظام یکپارچه ارزیابی اثرات و ضعف در پیشگیری، این دو حوزه میتوانند در شرایط بحران ازجمله جنگ، به منشأ زنجیرهای از آلودگی، اختلال خدمات و تهدیدهای گسترده شهری تبدیل شوند. کارشناسان در نشست بررسی پیامدهای زیستمحیطی جنگ و توسعه، نسبت به دو کانون حساس و همزمان آسیبپذیر در مدیریت بحران تهران هشدار دادند؛ آب بهعنوان شریان حیاتی شهر و انبارهای نفت بهعنوان نقاط پرریسک زیرساختی. آنان تأکید کردند که در غیاب نظام یکپارچه ارزیابی اثرات و ضعف در پیشگیری، این دو حوزه میتوانند در شرایط بحران ازجمله جنگ، به منشأ زنجیرهای از آلودگی، اختلال خدمات و تهدیدهای گسترده شهری تبدیل شوند. بحث ارزیابی اثرات توسعه در این نشست از سطح پروژههای عمرانی فراتر رفت و به قلب زیرساختهای حیاتی شهر رسید؛ جایی که آب و انرژی بهعنوان دو مؤلفه اصلی تابآوری شهری، در معرض همزمان مخاطرات طبیعی، انسانی و امنیتی قرار دارند. تأکید کارشناسان بر تجربههای اخیر مدیریت بحران در تهران، نشان داد که آسیبپذیری این زیرساختها نه یک احتمال نظری، بلکه واقعیتی مبتنی بر تجربههای عملیاتی است؛ از تهدید آلودگی منابع آبی در شرایط نشت مواد خطرناک تا پیامدهای انفجار و آلودگی گسترده در انبارهای نفتی مانند شهران. در این چارچوب، مسئله صرفا به وقوع بحران محدود نمیشود، بلکه به مرحله پیش از بحران بازمیگردد؛ جایی که ضعف در نظام غربالگری، جانمایی و ارزیابی اثرات راهبردی، باعث شده تصمیمهای زیرساختی در معرض ریسکهای انباشته قرار گیرند. کارشناسان معتقدند تا زمانی که میان ارزیابی پروژهای، ارزیابی راهبردی و نظام مدیریت بحران پیوستگی واقعی برقرار نشود، آب بهعنوان حیاتیترین منبع شهری و انبارهای نفت بهعنوان حساسترین گرههای انرژی، همچنان در مرز تهدید و آسیبپذیری باقی خواهند ماند. پارسا ارباب، عضو هیئت علمی دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران، در این نشست با بیان اینکه از اواخر دهه ۱۹۷۰ به بعد، مفهوم توسعه پایدار پررنگتر شد و مفاهیمی مانند شکوفایی، فراگیری، همهشمولی و عدالت بهعنوان مؤلفههای اصلی توسعه مطرح شدند و در این چارچوب، ارزیابی اثرات نیز باید در خدمت این نگاه کیفی به توسعه قرار گیرد، گفت: جایگاه ارزیابی اثرات در کشورهای مختلف و در زمینههای متفاوت یکسان نیست. در برخی بسترها این ابزار بهعنوان یک ابزار کارآمد برای حفاظت از محیط زیست و تضمین پایداری توسعه عمل میکند، اما در برخی کشورها همچنان با مشکلات جدی در اجرا و اثربخشی مواجه است. ارباب همچنین تأکید کرد: ارزیابی اثرات بهشدت تحت تأثیر نگاهها، باورها و ارزشهای حاکم بر نظام برنامهریزی است. اینکه چه ارزشهایی در سطح کلان برنامهریزی ارجح تلقی میشوند، بهطور مستقیم بر کارآمدی این نظام اثر میگذارد. او در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به برخی پروژههای بحثبرانگیز سالهای اخیر گفت: در این زمینه نمونههای متعددی وجود دارد که در رسانهها و افکار عمومی مطرح شدهاند و نشان میدهند مسئله ارزیابی اثرات همچنان محل مناقشه است. این استاد دانشگاه یکی از چالشهای مهم جهانی و ملی در حوزه ارزیابی اثرات را «غربالگری پروژهها» عنوان کرد و افزود: هنوز این پرسش اساسی مطرح است که چه پروژههایی و با چه معیارهایی باید مشمول ارزیابی اثرات شوند. در برخی رویکردها، مقیاس پروژه ملاک قرار میگیرد؛ در برخی دیگر مکان و موقعیت جغرافیایی پروژه تعیینکننده است و در رویکردی دیگر، ماهیت پروژه فارغ از مقیاس و مکان، آن را مشمول ارزیابی میکند.
Go to News Site