شرق
صداوسیما امروز با بحرانی عمیقتر از آنچه به نظر میرسد، روبهرو است: بحران از دست دادن مرجعیت رسانهای. این سازمان نهتنها بخشی از مخاطبان خود را از دست داده، بلکه مهمتر از آن، جایگاه خود بهعنوان «مرجع قابل اعتماد روایت» را نیز تضعیف کرده است. رسانهای که روزگاری روایت اول بسیاری از وقایع برای مردم بود، امروز برای بخش درخورتوجهی از جامعه بهویژه نسل جوان دیگر انتخاب اول نیست مهران امیرحسینی- مدرس دانشگاه: صداوسیما امروز با بحرانی عمیقتر از آنچه به نظر میرسد، روبهرو است: بحران از دست دادن مرجعیت رسانهای. این سازمان نهتنها بخشی از مخاطبان خود را از دست داده، بلکه مهمتر از آن، جایگاه خود بهعنوان «مرجع قابل اعتماد روایت» را نیز تضعیف کرده است. رسانهای که روزگاری روایت اول بسیاری از وقایع برای مردم بود، امروز برای بخش درخورتوجهی از جامعه بهویژه نسل جوان دیگر انتخاب اول نیست. این تغییر صرفا نتیجه گسترش فضای مجازی یا ظهور رسانههای جدید نیست. ریشه مسئله را باید در نوع مواجهه صداوسیما با واقعیت جستوجو کرد. مخاطب امروز، بیش از هر زمان دیگری به صداقت در روایت حساس است. هرجا احساس کند میان آنچه میبیند و آنچه از رسانه رسمی میشنود، فاصله وجود دارد، اعتمادش را پس میگیرد و اعتماد، مهمترین سرمایه یک رسانه است. در سالهای اخیر، در برخی رخدادهای اجتماعی و بزنگاههای حساس، این فاصله بهوضوح دیده شده است. در موقعیتهایی که افکار عمومی نیازمند روایت سریع، دقیق و قابل اتکا بوده، یا تأخیر رخ داده یا روایتها به گونهای ارائه شده که نتوانستهاند با ادراک عمومی همخوانی پیدا کنند. نتیجه، چیزی جز واگذاری میدان روایت نبوده است. اما شاید مهمترین مسئله، تغییر ماهیت تدریجی صداوسیما باشد. رسانهای که باید بازتابدهنده تنوع صداها در جامعه باشد، بهتدریج به رسانهای با یک قرائت خاص تبدیل شده است. مسئله صداوسیما کمبود صدا نیست؛ بلکه حذف صداهای دیگر است. بیاعتمادی به رسانه ملی، خطرناکتر از کممخاطبشدن آن است، اما مخاطبِ بیپناه در روایت، انتخابهای محدودی دارد. رسانهای که به جای نگهداشتن مخاطب، او را به سمت منابع دیگر هل میدهد، عملا در حال تضعیف خود و درعینحال در معرض قراردادن جامعه در برابر روایتهای بیرونی است. این روند اگر اصلاح نشود، میتواند شکافهای اجتماعی را عمیقتر کند و جامعه را در برابر بحرانهای روایی آسیبپذیرتر کند.
Go to News Site