شرق
اواخر سال گذشته همزمان با درگذشت یورگن هابرماس گفتوگویی با حسین مصباحیان درباره اندیشههای این متفکر آلمانی انجام دادیم. هابرماس از نسل دوم متفکران مکتب فرانکفورت است که بعدها تلاش کرد با نگاهی انتقادی به بنیانگذاران این مکتب، تئودورآدورنو و ماکس هورکهایمر، از آنان فاصله بگیرد. مصباحیان باور دارد از دو منظر ایدهها و رویکردها میتوان اندیشههای یک متفکر را ارزیابی کرد. آنچه برای او بیشتر اهمیت دارد، رویکردهای یک متفکر و اندیشههایی است که قابلیت تحقق اجتماعی دارند و قادرند جامعه را تحت تأثیر قرار داده و موجب تغییرات اساسی شوند. اواخر سال گذشته همزمان با درگذشت یورگن هابرماس گفتوگویی با حسین مصباحیان درباره اندیشههای این متفکر آلمانی انجام دادیم. هابرماس از نسل دوم متفکران مکتب فرانکفورت است که بعدها تلاش کرد با نگاهی انتقادی به بنیانگذاران این مکتب، تئودورآدورنو و ماکس هورکهایمر، از آنان فاصله بگیرد. مصباحیان باور دارد از دو منظر ایدهها و رویکردها میتوان اندیشههای یک متفکر را ارزیابی کرد. آنچه برای او بیشتر اهمیت دارد، رویکردهای یک متفکر و اندیشههایی است که قابلیت تحقق اجتماعی دارند و قادرند جامعه را تحت تأثیر قرار داده و موجب تغییرات اساسی شوند. مصباحیان با این صورتبندی سراغ هابرماس میرود و با ذکر ایدههای درخشان این متفکر، رویکرد او به مدرنیته، «مدرنیته ناتمام» را نقد میکند؛ خاصه بحث مهم «همهشمولی» که قرار بوده مانعی جدی بر سر راه «خاصگرایی» باشد. بحثهای حسین مصباحیان درباره متفکری که در دوره اصلاحات به ایران آمد و بسیاری از چهرههای سیاسی و فکری اصلاحطلب تحت تأثیرش بودهاند، نکات تازهای در بر دارد. اینکه از هابرماس چه چیزهای میتوانیم یاد بگیریم و چه چیزهای نباید یاد بگیرم، مروری بر تجربه تاریخی ماست.
Go to News Site