شرق
جوامعی که گرفتار حوادثی همچون زلزله، سیلهای گسترده، سونامیهای ویرانگر یا جنگهای خانمانسوز میشوند، در زمان ترمیم و ساخت مجدد فضاهای تخریبشده، معمولا با پرسشی تعیین کننده روبهرو میشوند: آیا باید آنچه را پیشتر وجود داشته است، بازسازی کرد یا از این فرصت برای نوسازی و بهبود ساختار پیشین استفاده کرد؟ جوامعی که گرفتار حوادثی همچون زلزله، سیلهای گسترده، سونامیهای ویرانگر یا جنگهای خانمانسوز میشوند، در زمان ترمیم و ساخت مجدد فضاهای تخریبشده، معمولا با پرسشی تعیین کننده روبهرو میشوند: آیا باید آنچه را پیشتر وجود داشته است، بازسازی کرد یا از این فرصت برای نوسازی و بهبود ساختار پیشین استفاده کرد؟ این پرسش، ذهن کارشناسان و تصمیمگیران را مشغول کرده و گاه موجب اصطکاک دیدگاهها در فرایند ساخت مجدد میشود. بهسازی معمولا هزینه بیشتری نسبت به بازسازی دارد، اما نتایج و آثاری بهمراتب بهتر دارد. در بازسازی، فرض بر آن است که طرح، نقشه و توجیههای گذشته معتبر و قابل تکرار هستند. اما در نوسازی یا بهسازی، نگاه انتقادی نسبت به گذشته وجود دارد؛ چون میتوان از تجربههای پیشین آموخت، از ظرفیت فکری جدید بهره جست و شرایط را بهبود بخشید. برای مثال، در جریان جنگ تحمیلی اخیر (مشهور به «رمضان»)، برخی صنایع ازجمله کارخانه فولاد مبارکه آسیب دیدند. مروری بر تاریخچه این کارخانه نشان میدهد که در ابتدا قرار بود در استان هرمزگان و نزدیک به ساحل ساخته شود؛ جایی که دسترسی به آب امکانپذیر باشد و نزدیکی به بندر، هزینههای حملونقل داخلی و آلودگیهای ناشی از آن را کاهش دهد. به این ترتیب آثار جانبی مثبت و منفی طرح نیز تعدیل میشد. بااینحال، به دلایلی و برخلاف اصول علمی، مکان کارخانه به حاشیه کویر منتقل شد و به تبع آن، مشکلاتی همچون کمآبی و پیامدهای جانبی نامطلوب گریبانگیر جامعه شد؛ بهطوری که انتقال آب از دیگر مناطق مطرح و سبب نابهنجاریهای اجتماعی و چهبسا تغییر در سامانه زیست طبیعی شد.
Go to News Site