شرق
در سپهر اندیشه و فرهنگ ایران، نام محمد بهمنبیگی نه صرفا به عنوان یک آموزگار، بلکه بهمثابه مبدع گفتمانی نو در تعلیم و تربیت میدرخشد؛ گفتمانی که «آموزش» را از چارچوبهای ایستا و رسمی رها ساخت و آن را به متن زندگی، به بطن کوچ و به زیستجهان مردمانی پیوند زد که قرنها در حاشیه ساختارهای رسمی آموزش قرار داشتند. علی سلطانی-استاد دانشگاه، سیدنی: در سپهر اندیشه و فرهنگ ایران، نام محمد بهمنبیگی نه صرفا به عنوان یک آموزگار، بلکه بهمثابه مبدع گفتمانی نو در تعلیم و تربیت میدرخشد؛ گفتمانی که «آموزش» را از چارچوبهای ایستا و رسمی رها ساخت و آن را به متن زندگی، به بطن کوچ و به زیستجهان مردمانی پیوند زد که قرنها در حاشیه ساختارهای رسمی آموزش قرار داشتند. بهمنبیگی با درکی ژرف از نسبت میان «دانش» و «زیست»، بهگونهای عمل کرد که میتوان آن را مصداقی بومی از آنچه در نظریههای معاصر، آموزش موقعیتمند (Situated Learning) خوانده میشود، دانست. او بهخوبی دریافته بود یادگیری، نه در انزوا، بلکه در بستر تجربههای زیسته، تعامل اجتماعی و مشارکت در زندگی واقعی معنا مییابد. ازاینرو مدرسه را به کوچ برد؛ به مسیرهای خاکی، به دامنه کوهها و به سیاهچادرهایی که خود، کلاسهای زندهای از فرهنگ، هویت و بقا بودند.
Go to News Site