شرق
در میانه تحولات پرشتاب منطقهای پس از طرح ادعایی «پروژه آزادی» از سوی دونالد ترامپ و افزایش تنشها در تنگه هرمز، روز دوشنبه امارات متحده عربی مدعی شد هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته است؛ ادعای ابوظبی در شرایطی مطرح میشود که هیچیک از مقامات رسمی کشورمان، آن را تأیید نکردهاند و روایتهای متناقضی از سوی بازیگران مختلف ارائه شده است. مهدی بازرگان: در میانه تحولات پرشتاب منطقهای پس از طرح ادعایی «پروژه آزادی» از سوی دونالد ترامپ و افزایش تنشها در تنگه هرمز، روز دوشنبه امارات متحده عربی مدعی شد هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته است؛ ادعای ابوظبی در شرایطی مطرح میشود که هیچیک از مقامات رسمی کشورمان، آن را تأیید نکردهاند و روایتهای متناقضی از سوی بازیگران مختلف ارائه شده است. همزمان، تحرکات نظامی آمریکا در آبهای جنوبی تنگه هرمز، بروز حوادثی مانند آتشسوزی در فجیره و جنگ روایتها میان رسانههای غربی، عبری و منطقهای، نشاندهنده شکلگیری سناریویی پیچیده است که برخی تحلیلگران آن را تلاشی هدفمند برای کشاندن منطقه به دور جدیدی از درگیری میدانند. دراینمیان امارات با اتخاذ مواضع تند و همسویی آشکار با واشنگتن و تلآویو، بیش از دیگر کشورهای عربی در مظان اتهام برای تشدید تنش و تغییر معادلات امنیتی منطقه قرار گرفته است. البته برآورد تحلیلی از تحولات اخیر نشان میدهد که ایالات متحده در روزهای گذشته به دنبال آزمودن یک الگوی عملیاتی جدید برای عبور کشتیهای تجاری از آبراههای حساس منطقه بوده است؛ اقدامی که بیش از آنکه ماهیتی صرفا لجستیکی داشته باشد، واجد پیامهای امنیتی و سنجشگرایانه درباره سطح واکنش ایران تلقی میشود. در مقابل، واکنش ایران نیز صرفا به همان سطح محدود نماند، بلکه با رویکردی چندلایه و فراتر از حوزه دریایی، تلاش کرد این پیام را منتقل کند که هرگونه کنش تنشزا، میتواند تبعاتی در گسترهای وسیعتر از یک میدان عملیاتی مشخص به دنبال داشته باشد. این نوع پاسخ، درواقع بازتعریف دامنه درگیری و نمایش آمادگی برای ارتقای سطح تقابل در صورت تداوم اقدامات تحریکآمیز بود. به نظر میرسد همین امر موجب شد که طرف آمریکایی، در ارزیابی مجدد خود، به این جمعبندی برسد که ادامه مسیر پیشین میتواند هزینههایی فراتر از آستانه تحمل به همراه داشته باشد. در نتیجه، نوعی عقبنشینی تاکتیکی در ادبیات و مواضع رسمی واشنگتن مشاهده میشود. از سوی دیگر، نحوه مواجهه رسانهای و سیاسی ایران را که با نوعی تکذیب حداقلی و غیرتصعیدی همراه بود، میتوان تلاشی هوشمندانه برای گشودن مسیر تنفس دیپلماتیک برای طرف مقابل ارزیابی کرد؛ مسیری که به دونالد ترامپ امکان داد تا با تقلیل سطح وقایع، از ورود به یک چرخه تشدید تنش اجتناب کند. این وضعیت، دستکم در مقطع کنونی، بیانگر شکلگیری نوعی موازنه شکننده است که آینده آن به رفتار طرفین در ادامه مسیر وابسته خواهد بود.
Go to News Site