شرق
بیتردید جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران یکی از تحولات بسیار مهمی است که در جهان معاصر روی میدهد و پیامدها و آثار آن تا مدتها روندهای عمده و راهبردی را با تغییرات عمیق و گستردهای همراه میکند. سیدحسین موسوی-رئیس مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه: بیتردید جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران یکی از تحولات بسیار مهمی است که در جهان معاصر روی میدهد و پیامدها و آثار آن تا مدتها روندهای عمده و راهبردی را با تغییرات عمیق و گستردهای همراه میکند. اگرچه این جنگ با هدف راهبردی رسیدن به صلح (بخوانید تسلیم) با ضربه سنگین، کوتاهمدت و برقآسا و خشن آغاز شد، اما پیشتر ایران هشدار داده بود که ممکن است شروع این جنگ با شما باشد، اما پایان آن دیگر به دست شما نخواهد بود. البته چنین نشد و جنگ از آنچه آمریکا، اسرائیل و بسیاری از کشورهایی که به آنان چنین وعدهای داده شده بود، فراتر رفت و برخلاف پیشبینیها اهداف استراتژیک «ایجاد صلح از طریق اقدام انفجاری و پرقدرت» حاصل نشد. در مقابل، ایران با تابآوری نظامی و ملی و وحدت و انسجام مردمی و نیز کارنامه بسیار قابل قبول دولت و نظام حکمرانی، توانمندیهای بالقوه و پنهان خود را آشکار کرد و در مقام یک قدرت نوظهور در عرصه بینالمللی تثبیت شد. به نظر میرسد پایداری ایران در این جنگ بسیاری از معادلات قدرت و توازنها را در سطح بینالمللی و منطقهای دستخوش تغییر خواهد کرد که در ادامه به بخشی از آنها اشاره میکنیم. 1- آمریکا و اسرائیل بهعنوان دو قدرت بینالمللی و منطقهای و با اعتمادبهنفس بسیار و بدون آنکه نیاز به ایجاد یک ائتلاف بینالمللی و منطقهای را احساس کنند، آغازگر جنگی شدند که روی پیروزی قاطع و سریع در آن شرط بسته بودند، اما تمهیدات و تدارکاتی که ایران برای احتمال چنین جنگی دیده بود و حق بزرگی که درایت و حکمت رهبر شهیدمان در این تدبیراندیشی بر کشورمان داشت، دشمن را در هدفگذاری، راهبرد و حتی تاکتیک شکست داد. کشورهای منطقه اعم از کنشگران فعالی نظیر ترکیه، مصر و عربستان و کنشگران درگیری نظیر قطر و امارات که از تحولات این جنگ یادداشت برمیداشتند، بهتدریج دریافتند که ایران بسیار فراتر از آن چیزی است که گمان میبردند و آمریکا و اسرائیل نیز با سردرگمیهایی که از خود نشان دادند، با محدودیتهای جدی راهبردی روبهرو هستند. تردید در تواناییهای آمریکا در مدیریت جنگ، به نوعی بیاعتمادی پنهان و آشکار انجامیده است که شاید دیگر آمریکا آن متحد قابل اعتماد برای سپردن امنیت خود به آن کشور نباشد. چنین ذهنیتی بر نگرانیهای امنیتی و نظامی کشورهای غرب آسیا افزوده است و بیدلیل نیست که ترکیه درصدد برآمده است که زرادخانه تسلیحاتی خود را به میلیونها پهپاد و موشک تجهیز کند یا عربستان با کمک اوکراین با تولید پهپاد در راهبرد نظامی و امنیتی خود تجدیدنظر کند. به نظر میرسد این بازگشت به خود که ناشی از اعتماد بیش از حد به آمریکا بوده است، گسترش بیشتری بیابد. برای مثال امارات متحده عربی نیز با تجربهای که از این جنگ پیدا کرد، اکنون درصدد ایجاد یک گنبد آهنین مستقل از سایر کشورهای همکاری خلیج فارس است و با انتقادهای مکرر، نارضایتی خود را از این شورا و بهویژه عربستان بروز داده است. امارات همچنین بهعنوان یکی از صادرکنندگان مطرح نفت خام بهتازگی اعلام کرد از اوپک و اوپکپلاس هم خارج میشود. این تصمیم قاعدتا سلطه عربستان را در اوپک تضعیف میکند و رقابت جدیدی را میان تولیدکنندگان نفت بهویژه در نبود پایبندی به سقف تولید توافقی نفت افزایش میدهد. همچنین نگرانیها به خاطر شیوه برخورد اسرائیل با مسائل مختلف منطقه و یکجانبهگرایی آن رژیم در تنشآفرینی و ایجاد زمین سوخته در کشورهای عربی افزایش یافته است. درعینحال افزون بر گرایش این کشورها برای اتکای بیشتر به منابع داخلی، به سوی همکاریهای بیشتر منطقهای روی میآورند، اگرچه نمیتوان بر این فرایند ائتلاف نام گذاشت ولی در هر حال این اقدامات نیز افزایش یافته است. میتوان گفت نشستهای متعدد ترکیه، عربستان، مصر و پاکستان در سطوح مختلف سیاسی و امنیتی گواه این نگرانیهاست. در مجموع به نظر میرسد فرصت مناسبی برای تحقق همکاریهای منطقهای در غرب آسیا فراهم شده است، به نحوی که در کنار بیاعتمادی موجود درباره راهبردهای آمریکا و نفرت فزاینده از اسرائیل، ایران با اعتمادسازی و تأکید بر همسرنوشتی و امنیت همهجانبه منطقهای دست آمریکا و اسرائیل را از غرب آسیا کوتاه کند.
Go to News Site