Collector
نقد عباس عبدی به ادامه آموزش مجازی: آموزش مجازی با شدت بسیار زیادی نابرابری آموزشی را تشدید کرده است / روند اجتماعی شدن دانش آموزان دچار اختلال شده است | Collector
نقد عباس عبدی به ادامه  آموزش مجازی:  آموزش مجازی با شدت بسیار زیادی نابرابری آموزشی را تشدید کرده است / روند اجتماعی شدن دانش آموزان دچار اختلال شده است
شرق

نقد عباس عبدی به ادامه آموزش مجازی: آموزش مجازی با شدت بسیار زیادی نابرابری آموزشی را تشدید کرده است / روند اجتماعی شدن دانش آموزان دچار اختلال شده است

عباس عبدی نوشت: صدای طبل رکود و تضعیف شدید وضعیت آموزشی کشور کی در می‌آید؟ روزی که خیلی دیر و گوش‌خراش خواهد بود. عباس عبدی نوشت: آخرین یادداشت به نسبت بلندی که پیش از توقف نوشتن در ۲۲ دی‌ماه منتشر کردم، درباره آموزش و پرورش بود که عنوان «یتیم بودن آموزش » را برای آن برگزیدم. فکر نمی‌کردم به این زودی و به ویژه پس از صد روز ننوشتن مجبور شوم دو‌باره به این مساله مهم و تاثیرات جنگ بر آن بپردازم. من فرزند مدرسه‌ای ندارم، لذا چندان درگیر مستقیم مساله آموزش نیستم. ولی برخی از خوانندگان محترم لطف می‌کنند و بر حسب درگیری ذهنی و عملی خود موارد مهم را برای نوشتن یادداشت تذکر می‌دهند و بنده هم برحسب وظیفه با کارشناسان و افراد مطلع گفت‌وگو می‌کنم و براساس چارچوب ذهنی و تحلیلی خود که بیان تبعات این جنگ است به موضوع می‌پردازم. واقعیت این است که وضعیت آموزش کشور از یتیم بودن گذشته و مطابق نظر کارشناسان امر در وضعیت خطیری قرار دارد. بهتر است آخرین فراز یادداشت قبلی را اینجا تکرار کنم که در پاسخ به پرسش چه باید کرد بود؟ نوشتم: « طبعا این را کارشناسان آموزش و پرورش باید نظر دهند ولی لازمه هر تحولی، تغییر نگرش ساختار رسمی نسبت به فلسفه آموزش و پرورش و پذیرش اولویت آن در هر‌گونه برنامه‌ریزی آینده‌نگرانه است. آموزش برای دستیابی به علم، مهارت‌های زندگی، اجتماعی شدن و ایجاد انگیزه نشاط و پیشرفت در آینده‌سازان کشور است. » آن یادداشت به نسبت تحقیقی و ۲۵۰۰ کلمه‌‌ای بلند‌تر از یادداشت‌های متعارف بود و بخشی از مهم‌ترین مسائل آموزش عمومی کشور را در حد مختصر و براساس داده‌ها و یافته‌های موجود تحلیل کرده بود. ولی از آن تاریخ تاکنون که نزدیک به ۴ ماه می‌گذرد بعید است که آموزش و پرورش حتی در حد چند روز برقرار بوده است. البته توجه داریم که جنگ مانع جدی ماجرا بود. ولی نه پیش از جنگ به ویژه از ابتدای سال و نه پس از آتش‌بس و نه تا پایان سال آموزشی ۱۴۰۵ هیچ چشم‌انداز روشنی از بهبود وضعیت آموزش عمومی و حتی عالی دیده نمی‌شود. در این یادداشت می‌کوشم که نگاهی اجمالی به وضعیت مذکور بیندازم. داده‌های آن از گفت‌وگو با کارشناسان مستقل آموزش عمومی و منابع رسمی گرفته شده است. پیش از جنگ مدت‌های زیادی مدارس یا تعطیل بود یا در عمل و به دلایل و توجیهات گوناگونی تشکیل نمی‌شد. شاید حدود ۵۰ روز از آن مقطع به ویژه در تهران به علل گوناگون تعطیل بود. پس از آن هم مدتی طول کشید تا کلاس‌های مجازی برقرار شود. ولی مساله اصلی این است که تعداد قابل توجهی از دانش‌آموزان یا دسترسی به اینترنت ندارند یا فاقد دستگاه مناسب برای استفاده از کلاس‌های مجازی هستند. مطابق آمار رسمی در سال ۱۳۹۹ و ‌در دوره کرونا، فقط حدود ۶۹‌درصد آنان دارای دستگاه الکترونیک بودند و همزمان به اینترنت هم دسترسی داشتند. از بقیه نیز فقط ۳۵‌درصد به صورت کامل از آموزش مجازی استفاده می‌کردند. ۳۳ درصد اصلا از این آموزش استفاده نمی‌کردند، بقیه هم به‌طور نسبی بهره‌مند بودند. در شرایط کنونی با قاطعیت می‌توان گفت که هم به لحاظ دارا بودن وسیله الکترونیک و هم قدرت اینترنت برای اتصال به شبکه عقب‌تر از گذشته هستیم و هم شرایط و فضای عمومی برای حضور در کلاس‌های مجازی نامناسب‌تر است. برای نمونه با یک جوان رشته معماری هنرستان صحبت کردم گفت به جز قطع‌های مکرر اینترنت، ارسال عکس برای آموزگار از کاری که انجام داده‌ایم نیز سخت است و شاید ساعت‌ها طول بکشد. ساعت سالانه مصوب برای آموزش ابتدایی به‌طور رسمی ۹۲۵ ساعت است ولی در عمل و در بهترین حالت تنها ۶۲ درصد آن اجرایی می‌شود. که وضعیت کنونی بسیار کمتر از این است. آزمون تیمز در سال ۲۰۱۵، که وضع خیلی بهتر از حالا بود، نشان داد که از میان ۴۹ کشور سنجیده شده، ایران با ۶۴۵ ساعت رتبه ۴۸ را در خصوص ساعات آموزشی کلاس چهارم ابتدایی دارد. برنامه مجازی کنونی آموزش و پرورش برای کلاس‌ها حدود دو ساعت در روز که هفته‌ای ۱۰ ساعت می‌شود برای ابتدایی و ۱۵ ساعت برای دو‌ دوره متوسطه است، و این بسیار کمتر از میزان مصوب است. نکته دیگر این است که بسیاری از معلمان دولتی لزوما هم آشنایی کافی با نحوه تدریس مجازی ندارند. تدریس مجازی نیازمند آشنایی‌های بیشتری با برنامه‌های نرم‌افزاری است که آنها فاقد این توانایی هستند. مثل کار کردن با برنامه پاورپوینت. اولین اثر فاجعه‌بار این وضع آموزشی، تشدید نابرابری‌ها است. آنچه گفته شد مربوط به مدارس دولتی است، ولی اغلب مدارس ویژه دولتی و غیردولتی برای ابتدایی ۲۵ ساعت، برای متوسطه اول ۳۰ ساعت و برای متوسطه دوم ۴۰ ساعت تدریس آنلاین دارند. نکته مهم اینکه آموزش مجازی در مدارس دولتی آفلاین و غیردولتی‌ها آنلاین هستند و اینها خیلی تفاوت دارند. غیردولتی‌ها به‌جای سکوی رسمی «شاد» از سکوهای خود یا خرید از بخش خصوصی استفاده می‌کنند که سرعت کافی دارند. دانش‌آموزان را هرازگاهی به مدرسه می‌آورند و مطالعات گروهی با حضور آموزگار انجام می‌دهند. در واقع و در عمل مدارس عمومی دولتی رها شده‌اند. پیش‌ از این نیز دانش‌آموزان به ویژه آنان که طبقات کم درآمد هستند را با نظارت سخت به مدرسه می‌آوردند. اکنون که مدرسه نیست آنان با خیال راحت دور آن حضور را خط کشیده و وارد حوزه‌های دیگر می‌شوند. آموزش و پرورش هم در پایان سال مجبور است اغلب آنان را قبول کند چون چاره دیگری ندارد. همین امر موجب می‌شود که تمام ضعف‌های آنان به سال‌های بعد حضورشان نیز منتقل شود و حداقل یک نسل دچار خسارت آموزشی مفرط شود و شکاف بزرگ آموزشی میان دانش‌آموزان مدارس عمومی دولتی با غیردولتی و مدارس ویژه ایجاد شود. این تفاوت در نظارت بر حضور و غیاب و درس خواندن دانش‌آموزان در مدارس غیردولتی معتبر نیز مشاهده می‌شود. پدر یک دانش‌آموز مدرسه غیردولتی گفت اگر پسرم فقط ۵ دقیقه دیر به برنامه متصل یا آنلاین شود، معاون مدرسه به من یا مادرش زنگ زده و تذکر می‌دهد که او چرا برخط نیست؟ در حالی که این رفتار در مدارس دولتی کمتر دیده می‌شود اگر اصولا دیده شود، لذا دانش‌آموزان به راحتی می‌توانند نظارت را دور بزنند. مساله اصلی فقط آموزش نیست، پرورش و تربیت اجتماعی شدن نیز رکن اساسی است که با مجازی شدن به کلی حذف می‌شود زیرا این کار با حضور در مدرسه انجام می‌شود و نه در خانه که اصولا محیط غیررسمی است، در حال تخمه خوردن یا گفت‌وگو با دیگران یا دراز کشیدن داخل رختخواب، نمی‌توان شاهد تأثیرات اصلی مدرسه بود. پس مساله این است که آموزش عمومی با شرایط کنونی نه تنها با شدت بسیار زیادی نابرابری آموزشی را تشدید کرده و سطح عمومی آموزش را پایین می‌آورد، بلکه فرآیند اجتماعی شدن فرزندان ایران را دچار اختلال جدی می‌کند. تربیت و نظارت بر رفتار آنان به‌طور نسبی حذف می‌شود.  از آغاز کرونا تاکنون برای چندمین بار با وضعیت بحرانی مواجه شده‌ایم، وضعیتی که از آن زمان تا امروز با فراز و فرود شاهد آن هستیم و تبعاتش را بر نظام آموزشی تحمیل می‌کند و بحران اخیر بدترین آنها بوده است.  موضوع دیگر فشار به خانواده‌ها برای جبران زمان حضور نیافتن فرزندان‌شان از مدرسه است که بار سنگینی برای آنان است. به‌طور کلی باید گفت که، حتی اگر همه دانش‌آموزان دستگاه الکترونیک داشته باشند، اینترنت هم خیلی خوب باشد، نظارت هم عالی باشد، باز هم کیفیت آموزش مجازی برای آموزش عمومی خیلی پایین و در بهترین حال ۵۰‌درصد خواهد بود، و تاثیرات تربیتی آن هم قابل مقایسه با آموزش حضوری نیست. چه رسد به اینکه هیچ کدام از اینها نباشد.  ۱۵ میلیون دانش‌آموز و جوان و نوجوان ایرانی، مهم‌ترین زیرساخت آینده کشور هستند. در بلندمدت از برق و انرژی و ارتباطات قطعا مهم‌تر هستند. این شعار نیست یک واقعیت است. نقطه قوت ما نیز همین آموزش بود، که امروز ثمره آن چیده می‌شود. می‌گویند کسی که شب‌هنگام دیوار خانه‌ای را خراب می‌کرد، از او پرسیدند چه می‌کنی؟ گفت طبل می‌زنم. گفتند پس چرا صدایش در نمی‌آید؟ گفت صدایش صبح در می‌آید. صدای طبل رکود و تضعیف شدید وضعیت آموزشی کشور کی در می‌آید؟ روزی که خیلی دیر و گوش‌خراش خواهد بود.  از آغاز کرونا تاکنون برای چندمین بار با وضعیت بحرانی مواجه شده‌ایم، وضعیتی که از آن زمان تا امروز با فراز و فرود شاهد آن هستیم و تبعاتش را بر نظام آموزشی تحمیل می‌کند و بحران اخیر بدترین آنها بوده است. جنگی که معلوم نیست چه زمانی و با چه وضعیتی خاتمه خواهد یافت و اثرات اقتصادی و روانی آن بر این جمعیت آینده‌ساز چگونه خواهد بود؟ در مورد وضعیت به‌کلی مبهم و نامعلوم آن دسته از دانش‌آموزانی که امسال باید در امتحانات پایانی دوره اول و دوم متوسطه شرکت کنند و نیز دانش‌آموزان کلاس ۱۱ و آنان‌ که می‌خواهند کنکور دهند و به دانشگاه بروند و بیش از همه دچار تنش روحی و روانی می‌شوند چیزی ننوشتم که باید یادداشت جداگانه‌ای نوشت.

Go to News Site