شرق
عملیات ایران در تنگه هرمز بار دیگر اهمیت جغرافیا را نشان داد. هرچند با این عملیات، دیدگان سیاست به دریا گشاده شد، اما هنوز باب «پارادایم شیفت» سیاستگذاری کلان را نگشودهایم. عملیات ایران در تنگه هرمز بار دیگر اهمیت جغرافیا را نشان داد. هرچند با این عملیات، دیدگان سیاست به دریا گشاده شد، اما هنوز باب «پارادایم شیفت» سیاستگذاری کلان را نگشودهایم. توسعه دریامحور و ضرورت عملیات وسیع دیپلماتیک دریایی در نظام سیاستگذاری عمومی هنوز آنچنان که باید در بارگاه دیوانسالاری حکومت بالا نیامده است. در تاریخ تمدن بشری، سیر قدرت جهانی پیرامون دریا شکل گرفته و تمدنهای بزرگ در کنار رودخانهها و دریاها پدید آمدهاند. در ایران، هرچند اسناد سیاستی و تلاشهای اجرائی گوناگونی صورت گرفته است، اما همچنان رنج گنج دریا را بر خود هموار نکردهایم، پردههای امواج اقیانوسها را نگشودهایم و از حیث اثرگذاری بر اقتصاد و کسبوکار مردم و شکلگیری گفتمان عمومی سیاست دریایی شاهد غفلتی بزرگ هستیم. نفت علیرغم آنکه سرمایهای بزرگ برای کشور ماست، خود یکی از عوامل این غفلت بوده؛ هنوز مُهر نفت بر گنجینه دریاست. این نوشته بازنویسی مقالهای است که در میانه دهه 80 شمسی و در جریان تدوین برنامه پنجم صنعتی نگارش یافته است. متأسفانه پس از گذشت دو دهه حکایت همچنان باقی است و عزمی جدی برای سیاست دریایی ایران مشاهده نمیشود. اقتدار نظامی ایران در تنگه هرمز دوباره موضوع سیاست دریایی را به کانون اندیشه میآورد. امید که این بار تنگه هرمز بهمثابه قلب این سیاست، بتواند خونی تازه در شریان سیاست دریایی ایران پدید آورد. این سیاست دامنهای وسیع از موضوعات امنیتی تا ساختارهای صنعتی و تجارت بینالملل را در بر میگیرد که نیازمند توسعه نهادی در سطح وزارت خارجه و تأسیس وزارت امور دریاهاست.
Go to News Site