شرق
بدن انسان برای بقا به یک سیستم ایمنی قدرتمند نیاز دارد تا در برابر تهدیدات بیرونی بایستد، اما پذیرفته نیست که اختیار مدیریت بدن صرفا به سیستم ایمنی سپرده شود و دیگر مکانیسمهای بدن از کار بیفتند. بدن انسان برای بقا به یک سیستم ایمنی قدرتمند نیاز دارد تا در برابر تهدیدات بیرونی بایستد، اما پذیرفته نیست که اختیار مدیریت بدن صرفا به سیستم ایمنی سپرده شود و دیگر مکانیسمهای بدن از کار بیفتند. حیات، برایند توازن میان ارگانهاست و مسئله از جایی آغاز میشود که «منطق مهار تهدید» جایگزین «منطق تداوم زندگی» شود. آنچه امروز در مدیریت زیرساختهای حیاتی، بهویژه فضای دیجیتال، شاهدیم، فقط یک ضرورت امنیتی نیست؛ نشانهای از اختلال کارکردی در ساختار دولت است. دولت مسعود پزشکیان در شرایط جنگی و پساجنگی، به جای ایفای نقش تنظیمگر میان امنیت، اقتصاد و حقوق شهروندی، عملا در جایگاه ناظر منفعل تصمیمهایی نشسته که پیامدهای مستقیم آن بر زندگی روزمره مردم و کسبوکارها آشکار است. گویی دولت، در شوک شرایط جنگی، جایگاه خود را در میز تصمیمگیری نادیده گرفته است. در سنت فکری ماکس وبر، دولت مدرن بر پایه قواعد، رویهها و پاسخگویی شکل میگیرد. در این چارچوب، تصمیم «خوب» صرفا تصمیمی سریع نیست، بلکه اقدامی است که بتوان آن را توضیح داد، از آن دفاع کرد و آثارش را برای جامعه سنجید. این همان منطق بوروکراتیک است: شاید آهستهتر، اما قطعا قابل حسابکشی. در نقطه مقابل، -چنانکه کارل فون کلاوزویتس صورتبندی کرده- منطق دیگری کار میکند: منطق خنثیسازی سریع تهدید. در اینجا سرعت، قاطعیت و تمرکز اهمیت دارد و «خطا» به گونهای دیگر تعریف میشود. اما بحران زمانی پدید میآید که این دو منطق جابهجا شوند. وقتی ابزارها و شیوههای یک حوزه، بیواسطه به حوزهای دیگر تعمیم داده میشود، به تعبیر اندیشمندان حوزه سازمان، «ناسازگاری نهادی» شکل میگیرد؛ وضعیتی که در آن منطق یک حوزه را در حوزهای دیگر به کار میبریم و هر نهاد از جایگاه طبیعی خود خارج میشود و توازن حکمرانی فرومیپاشد.
Go to News Site