شرق
در آستانه استیلای غرب بر جهان، گوته ایده ادبیات جهانی را پایه گذاشت و احتمالا مارکس هم در ایده ادبیات جهانی بیش از همه وامدار گوته بوده است و شاید میخواسته «مانیفست» نیز بخشی از ادبیات جهانی باشد. پیام حیدرقزوینی: در آستانه استیلای غرب بر جهان، گوته ایده ادبیات جهانی را پایه گذاشت و احتمالا مارکس هم در ایده ادبیات جهانی بیش از همه وامدار گوته بوده است و شاید میخواسته «مانیفست» نیز بخشی از ادبیات جهانی باشد. «دیوان غربی-شرقی» گوته را میتوان پیشتاز ادبیات مدرن جهانی نامید. این دیوان مفصلترین دفتر شعر عمر گوته و درعینحال حاصل تلاش او در جهت پایهگذاری ادبیات جهانی در آستانه جهانیشدن روابط ملتها است. ایده ادبیات جهانی گوته را حتی میتوان بدیل او در برابر ویژگی استعماری جهان غرب هم دانست. روی دیگر ایده هجرت به شرق گوته این است که او از پذیرفتن جهان آشوبزده دورانش تن زده است. نقد گوته به جهان موجود را میتوان در برخی دیگر از آثارش نظیر «رنجهای ورتر جوان» و «فاوست» و حتی منظومه «شاگرد جادوگر» هم پی گرفت. ورتر جوان گوته به خاطر ارادهگرایی مطلق به سرنوشتی محنتبار گرفتار میشود و فاوست هم با عقلگرایی محضش با شیطان همپیمان میشود. به این اعتبار نزد گوته، رجوع به شرق نه ستایشِ شرق موجود بلکه دوری از عقلگرایی محض و ارادهباوری مطلقی است که اروپای دوران او دچارش بود. کوین آندرسن در پژوهش ارزنده خود، «مارکس در حاشیهها»، در پاسخ به نقدِ پسااستعمارگرایانه ادوارد سعید از مارکس در ارتباط با نظرات او درباره هندوستان، با نشاندادن «استفاده مکرر» مارکس از بندی از شعر «دیوان غربی-شرقی» گوته در مقالاتی مختلف، استدلال سعید مبنی بر تکیه مارکس به گوته به عنوان «منبع فرزانگی درباره شرق» را رد میکند.
Go to News Site