Collector
تلاش برای عبور از ذهن‌های فرسوده | Collector
تلاش برای عبور از ذهن‌های فرسوده
شرق

تلاش برای عبور از ذهن‌های فرسوده

‌در هر دوره‌ای بحران‌ها فقط توان اجرائی دولت‌ها را آشکار نمی‌کنند؛ بلکه کیفیت فهم نخبگان از نهادها را نیز عیان می‌کنند. واکنش‌های اخیر به اصلاحات وزارت علوم در حوزه تحصیلات تکمیلی نیز بیش از هر چیز نشانه یک سوءفهم عمیق از ماهیت دانشگاه معاصر است؛ سوءفهمی که هنوز «علم» را نه به‌مثابه تولید دانش، بلکه به‌مثابه مجموعه‌ای از مناسک اداری، آزمون‌های بوروکراتیک و فرم‌های آیین‌نامه‌ای می‌فهمد. محمدعلی دادگسترنیا-دستیار  رسانه‌ای وزیر علوم: ‌در هر دوره‌ای بحران‌ها فقط توان اجرائی دولت‌ها را آشکار نمی‌کنند؛ بلکه کیفیت فهم نخبگان از نهادها را نیز عیان می‌کنند. واکنش‌های اخیر به اصلاحات وزارت علوم در حوزه تحصیلات تکمیلی نیز بیش از هر چیز نشانه یک سوءفهم عمیق از ماهیت دانشگاه معاصر است؛ سوءفهمی که هنوز «علم» را نه به‌مثابه تولید دانش، بلکه به‌مثابه مجموعه‌ای از مناسک اداری، آزمون‌های بوروکراتیک و فرم‌های آیین‌نامه‌ای می‌فهمد. دو تصمیم اخیر وزارت علوم نه حذف استاندارد علمی است و نه تسهیل بی‌ضابطه آموزش عالی، بلکه تلاشی حداقلی برای بازگرداندن عقلانیت به فرایند تحصیلات تکمیلی در شرایطی است که دانشگاه ایرانی زیر فشار هم‌زمان بحران‌های اقتصادی، روانی، ارتباطی و جنگی قرار دارد. نخست، پیشنهاد حذف آزمون جامع برای دانشجویانی که از طریق معدل بالای ۱۸، مقاله معتبر پژوهشی یا ثبت اختراع، شایستگی علمی خود را اثبات کرده‌اند و دوم، امکان دفاع پایان‌نامه و رساله بدون الزام هم‌زمان ارائه مقاله با حفظ الزام مقاله برای فراغت از تحصیل و تسویه نهایی. اما منتقدان چنان با این دو پیشنهاد مواجه شده‌اند که گویی اساسا قرار است دکتری بدون پژوهش، بدون ارزیابی و بدون تولید علم اعطا شود. این نوع مواجهه دقیقا از همان‌جایی ناشی می‌شود که بخشی از ساختار آموزش عالی ایران سال‌هاست در آن متوقف مانده است. لحظه‌ای که می‌خواهم از آن به ‌عنوان خلط میان «سختی» و «کیفیت» یاد کنم. گویی هرچه مسیر فرساینده‌تر، پیچیده‌تر و آیین‌نامه‌ای‌تر باشد، علم نیز عمیق‌تر خواهد شد. وبر بیش از یک قرن پیش هشدار داده بود عقلانیت مدرن اگر به «عقلانیت صوری» فروکاسته شود، در نهایت به «قفس آهنین بوروکراسی» تبدیل خواهد شد؛ وضعیتی که در آن، فرم‌ها، مقررات و مناسک اداری جای معنا، خلاقیت و کنش زنده علمی را می‌گیرند. بخش مهمی از بحران امروز دانشگاه نیز دقیقا از همین‌جا ناشی می‌شود؛ جایی که دانشگاه به‌جای آنکه فضای تولید دانش، خلاقیت و حل مسئله باشد، به دستگاهی برای انباشت آیین‌نامه، آزمون، امضا و فرسایش زمانی تبدیل می‌شود. طبیعی است در چنین وضعیتی بخشی از نیروهای مستعد، خلاق و مسئله‌محور ترجیح می‌دهند دانش و مهارت را در بیرون از ساختار رسمی دانشگاه جست‌وجو کنند؛ زیرا آنچه آنان می‌خواهند، «یادگیری»، «پژوهش» و «توانایی واقعی» است، نه صرفا عبور از مناسک اداری.

Go to News Site