Collector
نقطه‌ای گم در افق که به چشم نمی‌آید | Collector
نقطه‌ای گم در افق که به چشم نمی‌آید
شرق

نقطه‌ای گم در افق که به چشم نمی‌آید

انگار محسن صائب هم بیش‌تر در جستجوی مسیری است تا تجربه‌ی منحصر به فردش به‌عنوان یک مهاجر را با مخاطبان آثارش تقسیم کند. شاید از همین‌روست که نام وب‌سایتش را «و هرگاه» (Andwherever) گذاشته است؛ اصطلاحی که انگار که به تجربه‌ی منحصر به فردش به‌مثابه مهاجر از زمان مرتبط است که می‌توان این نام را به کنایه‌ای به نوع زندگی یک مهاجر تعبیر کرد؛ فردی که در حرکت است؛ میان زمان‌ها و مکان‌های مختلف و میان سرزمین‌ها، فرهنگ‌ها و وطن‌های گوناگون. با رجوع به چیدمان «زیستن، ترک کردن و همواره ترک کردن» (Living, Leaving and Always Leaving» می‌توان تلاش صائب برای ترجمان این تجربه را در قالب یک اثر هنری مشاهده کرد. حافظ روحانی- شاید بتوان «مهاجرت» را مضمون مرکزی بخشی وسیع از هنرمندان موسوم به دیاسپورا (به‌شکل عمومی و نه لزوماً دیاسپورای ایرانی) در نظر گرفت. آن‌جا که مضمون جاکَن‌شدن همراه با همه‌ی مصائب و دشواری‌هایش از یک‌سو و امتیازاتش که از سوی دیگر مهاجر را به اقامت در کشور مقصد تشویق می‌کند در اشکال و وجوه گوناگون در آثار هنری این دسته از هنرمندان بروز می‌کند. در دورانی که هنر معاصر خوانده می‌شود، این جریان هنری کم‌و‌بیش به یک جریان غالب تبدیل شده که نمونه‌های مختلف بروزش را می‌توان مشخصاً در اروپای قاره‌ای، بریتانیا، آمریکا، کانادا و ... مشاهده کرد. جدا از تلفیق سنت‌های فرهنگی مختلف در آثار این هنرمندان که گاه نتایج شگفت‌آوری را فراهم می‌کند، تجربه‌ی منحصر به فرد هنرمند دیاسپورا می‌تواند در قالب وضعیت‌های چندگانه‌ای چون وطن / بی‌وطنی / جهان‌وطنی یا یک‌جانشینی / جاکَن‌شدن، هویت ملی / هویت جهانی و .... متبلور شود. همین تجربه‌ی منجصر به هنرمند دیاسپورا گاه راه‌های تازه‌ای را برای به‌اشتراک گذاشتن تجربه‌هایی فراهم می‌کند که تنها فرد مهاجر تجربه کرده و در شکل تولید هنری با دیگران قسمت می‌شود. از این نظر آن‌چه را که شاید بتوان ذیل هنر دیاسپورا خواند فرصتی را برای تجربه کردن چیزهایی فراهم می‌کند که تنها از طریق تجربه‌ی فرد مهاجر امکان بروز و بیان پیدا می‌کند. انگار محسن صائب هم بیش‌تر در جستجوی مسیری است تا تجربه‌ی منحصر به فردش به‌عنوان یک مهاجر را با مخاطبان آثارش تقسیم کند. شاید از همین‌روست که نام وب‌سایتش را «و هرگاه» (Andwherever) گذاشته است؛ اصطلاحی که انگار که به تجربه‌ی منحصر به فردش به‌مثابه مهاجر از زمان مرتبط است که می‌توان این نام را به کنایه‌ای به نوع زندگی یک مهاجر تعبیر کرد؛ فردی که در حرکت است؛ میان زمان‌ها و مکان‌های مختلف و میان سرزمین‌ها، فرهنگ‌ها و وطن‌های گوناگون. با رجوع به چیدمان «زیستن، ترک کردن و همواره ترک کردن» (Living, Leaving and Always Leaving» می‌توان تلاش صائب برای ترجمان این تجربه را در قالب یک اثر هنری مشاهده کرد. چیدمانی که با الهام از فضای داخلی فرودگاه‌ها طراحی شده و بیان‌گر تجربه‌ی مسافر / مهاجری است که دائماً در صف انتظار کنترل پاسپورت یا مسیرهای تعبیه شده برای تحویل بار و ... به انتظار ایستاده است. هنرمند با گنجاندن اشیائی دست‌ساز، بهره‌گیری از صدا و یا تصاویر مضامینی چون هویت، خاطرات، جاکَن‌شدن از زادگاه و در نهایت تطابق با وطن جدید را بازآفرینی می‌کند. فرودگاه هم از یک‌سو مضمون موقتی بودن زندگی مهاجر را نمایش می‌دهد در عین‌حال فرصت را در اختیار صائب می‌گذارد تا تجربه‌اش را به‌عنوان یک مسافر / مهاجر در یک تجربه‌ی مرتبط با فضا با مخاطب در میان بگذارد؛ جایی‌که مفهوم فرودگاه برای فردی چون او از تجربه‌ی فردی دیگر مسافران متمایز می‌شود.

Go to News Site