شرق
در حالی که طی روزها و هفتههای اخیر، بخش عمده تمرکزها و تحلیلها در قبال جنگ ایران، بیش از هر چیز بر سیاستها و مواضع دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و همچنین رویکرد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس متمرکز شده، اروپا نیز به تدریج در حال تبدیلشدن به یکی از اضلاع مؤثر و البته کمصداتر این معادله پیچیده ژئوپلیتیکی است؛ مهدی بازرگان: در حالی که طی روزها و هفتههای اخیر، بخش عمده تمرکزها و تحلیلها در قبال جنگ ایران، بیش از هر چیز بر سیاستها و مواضع دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و همچنین رویکرد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس متمرکز شده، اروپا نیز به تدریج در حال تبدیلشدن به یکی از اضلاع مؤثر و البته کمصداتر این معادله پیچیده ژئوپلیتیکی است؛ بازیگری که اگرچه در ظاهر تلاش کرده با ادبیات دیپلماتیک، دعوت به خویشتنداری و پرهیز از ورود مستقیم به جنگ، فاصلهای محتاطانه با تنشها حفظ کند، اما در عمل آرامآرام در حال ایفای نقشی مکمل در پازل راهبردی واشینگتن و تلآویو است. لندن و پاریس در هفتههای نخست جنگ کوشیدند برخلاف فشارهای آمریکا، از مشارکت مستقیم در تقابل نظامی علیه ایران اجتناب کنند و خود را در قامت میانجی یا بازیگری محتاط نشان دهند، اما اکنون همان قدرتهای اروپایی با محور قراردادن مفاهیمی همچون «آزادی کشتیرانی»، «امنیت انرژی» و «ثبات تجارت جهانی»، در مسیر اجماعسازی سیاسی و امنیتی تازهای علیه تهران حرکت میکنند. نشستهای مشترک لندن و پاریس درباره تنگه هرمز، سخنگفتن از مأموریتهای چندملیتی، اعزام ناوها، تجهیزات مینیاب و سامانههای ضدپهپادی و همچنین تلاش برای پیوندزدن امنیت اقتصادی اروپا به تحولات خلیج فارس، همگی نشان میدهد اروپا در حال بازتعریف حضور خود در منطقه است؛ حضوری که اگرچه با ادبیات «دفاعی» و «حفاظت از کشتیرانی» توجیه میشود، اما از نگاه تهران، در عمل بسترساز مشروعیتبخشی به مداخلهجویی فرامنطقهای در یکی از حساسترین آبراههای جهان خواهد بود. اروپا اکنون میکوشد بدون ورود رسمی به جنگ، از مسیر ائتلافسازی دریایی، فشارهای حقوقی و همراهی سیاسی با روایت امنیتی آمریکا، سهم خود را در مدیریت بحران ایفا کند؛ رویکردی که میتواند معادلات شکننده خلیج فارس را وارد مرحلهای تازه و بهمراتب پیچیدهتر کند. ائتلافسازی لندن و پاریس؛ امنیت کشتیرانی یا بازگشت مداخلهجویی غرب؟
Go to News Site