شرق
همه ما این روزها با واژه «صرفهجویی» مواجه میشویم. از تلویزیون و رادیو، تا پیامکهای دولتی و تریبونهای رسمی و شخص رئیسجمهور. آنقدر این واژه تکرار شده که دیگر برای افراد بیمعنا شده؛ اما امروز میخواهیم از شما دعوت کنیم که برای دقایقی، فرستنده پیام را فراموش کنید. بیایید به خود پیام نگاه کنیم. بحران کمبود انرژی در ایران، یک شعار سیاسی نیست؛ حسن فتاحی . زهرا محبیپورکانی: همه ما این روزها با واژه «صرفهجویی» مواجه میشویم. از تلویزیون و رادیو، تا پیامکهای دولتی و تریبونهای رسمی و شخص رئیسجمهور. آنقدر این واژه تکرار شده که دیگر برای افراد بیمعنا شده؛ اما امروز میخواهیم از شما دعوت کنیم که برای دقایقی، فرستنده پیام را فراموش کنید. بیایید به خود پیام نگاه کنیم. بحران کمبود انرژی در ایران، یک شعار سیاسی نیست؛ یک واقعیت فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی است که زندگی تکتک ما را تحت تأثیر قرار خواهد داد، مستقل از اینکه چه کسی مدیریت میکند. ما این مقاله را نمینویسیم تا از دولت دفاع کنیم، مینویسیم چون باور داریم صرفهجویی، نه یک انتخاب، که یک «ضرورت ملی» برای ایران امروز است و مسئله ما «ایران» است. ضرورتی که نادیدهگرفتنش، ما را نه در برابر دولت، که در برابر تاریخ و فرزندانمان شرمنده خواهد کرد. بیایید بدون تعارف و با عدد و رقم حرف بزنیم. ایران یکی از پرمصرفترین کشورهای جهان در حوزه انرژی است. شدت مصرف انرژی در ایران (یعنی میزان انرژیای که برای تولید هر واحد از تولید ناخالص داخلی مصرف میشود) بیش از میانگین جهانی است. براساس آمارهای رسمی، ایران با داشتن حدود یک درصد از جمعیت جهان، بیش از دو درصد کل انرژی دنیا را مصرف میکند. این یعنی ما دو برابر سهم خود از سفره انرژی جهان را مصرف میکنیم و بیش از همه به خودمان و کشور آسیب میزنیم. اما ماجرا فقط به کمیت مصرف محدود نیست؛ الگوی مصرف ما به شدت ناکارآمد و اسرافآمیز است. ما در زمستانها برای گرمکردن خانههایی که عایقبندی مناسبی ندارند، گاز را چنان میسوزانیم که گویی فردایی در کار نیست. در تابستانها، کولرهای گازی فرسوده و پرمصرف، شبانهروز برق را میبلعند. در بخش صنعت، کارخانههایی با تکنولوژی دهههای گذشته، انرژی را هدر میدهند و در بخش کشاورزی، آبیاری غرقابی، هم آب را نابود میکند و هم برق را. این وضعیت در حالی رخ میدهد که ایران امروز با یک بحران جدی و فزاینده در تأمین انرژی مواجه است. منابع گاز و نفت ما، اگرچه هنوز قابل توجهاند، اما تهنشینی ندارند. برداشت بیرویه از میدانهای مشترک، فشار مخازن را کاهش داده و هزینه استخراج را روزبهروز بالاتر میبرد. از سوی دیگر، تحریمهای ایرانستیزانه بینالمللی، توان ما برای جذب سرمایهگذاری خارجی و بهروزرسانی زیرساختهای فرسوده انرژی را بهشدت محدود کرده است. نتیجه این معادله ساده و هراسآور است: تولید انرژی به سختی و با هزینههای سرسامآور حفظ میشود، درحالیکه مصرف در برخی بخشها همچنان افسارگسیخته بالا میرود. شکاف میان تولید و مصرف دارد به پرتگاهی تبدیل میشود که سقوط در آن، خاموشیهای گسترده، قطع گاز صنایع و فلجشدن زندگی روزمره را به همراه خواهد داشت.
Go to News Site