Collector
به صرف ترمیم در کافه‌های شهر | Collector
به صرف ترمیم  در  کافه‌های شهر
شرق

به صرف ترمیم در کافه‌های شهر

هیچ‌وقت این کافه را تا این اندازه شلوغ ندیده بودم. میز و صندلی‌های حیاط بزرگش‌ پر بود و نه در زیرزمین جای خالی پیدا می‌شد و نه در اتاق‌های پراکنده دورتادور. از آخرین‌باری که گذرم به اینجا افتاد، یکی، دو ماه گذشته بود. بعد این داستان چندباره تکرار شد. مریم‌ شیعه‌زاده: هیچ‌وقت این کافه را تا این اندازه شلوغ ندیده بودم. میز و صندلی‌های حیاط بزرگش‌ پر بود و نه در زیرزمین جای خالی پیدا می‌شد و نه در اتاق‌های پراکنده دورتادور. از آخرین‌باری که گذرم به اینجا افتاد، یکی، دو ماه گذشته بود. بعد این داستان چندباره تکرار شد. نه دقیقا در این خانه قدیمی که حالا تبدیل به کافه شده است، در کافه‌ها، کافه‌کتاب‌ها، هنرخانه‌های مختلف و فضاهای عمومی دیگر. میزها پر از آدم‌های گرم گفت‌وگو است. سرعت انتشار اخبار و رصد آنها روی دور تند است و این بیرون و در حاشیه زندگی روزمره، کندتر می‌گذرد. تنش‌ و التهاب سیاسی و اقتصادی، زندگی روزمره را به تعلیق درآورده است اما دورهمی‌های گفت‌وگو محوری که پای یک موضوع یا کتاب را وسط می‌کشند، روزبه‌روز در شهر بیشتر می‌شوند. گفت‌وگو‌ رفته‌رفته به بخشی از زندگی روزمره مردم مشهد تبدیل می‌شود. با صاحبان کافه‌ها که گپ می‌زنم، خودشان هم شگفت‌زده‌اند. مردم فقط با سیاست و اقتصاد زندگی نمی‌کنند؛ آنها به فضاهایی نیاز دارند که در آن بتوانند معنایی برای تجربه جمعی‌شان پیدا کنند. فضاهایی که با دیگران حرف بزنند و از فشار روانی اخبار فاصله بگیرند. این گعده‌ها نوعی گفت‌وگوی جمعی درباره زندگی، امید، ترس و آینده‌اند که در قالب کتاب‌ها و موضوعات پراکنده، سامان داده می‌شوند. مشهد امروز، در اوج نابسامانی‌های اقتصادی و سیاسی، نوعی کنش فرهنگی خودجوش را تجربه می‌کند که از دل جامعه برآمده است و پاسخی روشن و رسا به شرایط پرتنش زمانه است. شبکه‌های کوچک همدلی و همراهی، اضطراب ناشی از این روزها و احساس ناامنی را تاحدی کنترل می‌کنند و مردم از اینکه مشارکت‌کننده باشند و از نقش شنونده و خواننده صرف بیرون بیایند، استقبال می‌کنند. این تجربه جمعی را می‌شود در هر بعدازظهر شهر پیدا کرد. دور میزها، اغلب گروهی متشکل از زنان و مردان و سن‌وسال‌های متفاوت و سلیقه‌های مختلف نشسته‌اند که بیشتر از دغدغه‌ها و تجربه‌های شخصی‌شان می‌گویند و کمتر از دل صفحات کتاب‌ها. این فضاهای غیررسمی، شبیه جمع‌های دوستانه‌ای هستند که آدم‌ها، پیش از آن یکدیگر را نمی‌شناختند اما می‌دانند بدون قضاوت‌شدن، می‌توانند آنچه در سرشان می‌گذرد را به زبان بیاورند. آنها می‌توانند با توسل به همین جمع‌های پراکنده، احساس تنهایی و بی‌پناهی‌شان را کاهش دهند و با دنیای آن بیرون، پیوند بخورند. در این پیوند، ردی از اجبار نیست؛ هرچه هست، علاقه‌ای مشترک به دانستن و فهمیدن است. این همبستگی، هرچند کوچک، موقت و محلی، کمکی بزرگ برای سلامت روان جامعه است.

Go to News Site