شرق
منازعه دیرپای جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا مدتهاست از چارچوب یک اختلاف دوجانبه سنتی خارج شده و به پیشران اصلی در تعیین مختصات امنیت انرژی، خطوط ترانزیتی و صورتبندی نظم آینده غرب آسیا مبدل شده است. منازعه دیرپای جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا مدتهاست از چارچوب یک اختلاف دوجانبه سنتی خارج شده و به پیشران اصلی در تعیین مختصات امنیت انرژی، خطوط ترانزیتی و صورتبندی نظم آینده غرب آسیا مبدل شده است. مرور تحولات دو دهه گذشته، بهویژه فرجام راهبرد «فشار حداکثری» واشینگتن، یک واقعیت عینی را پیش چشم تحلیلگران قرار میدهد: تحریمهای بیسابقه فاقد کارایی لازم برای واداشتن تهران به عقبنشینی راهبردی بوده و در نقطهای متقابل، استمرار تنشهای بیقاعده نیز نتوانسته است امنیت پایدار یا پیشبینیپذیری رفتار کنشگران را برای هیچیک از طرفین به ارمغان بیاورد. همانطور که پیشتر در یادداشت تحلیلی خود در روزنامه شرق با عنوان «بازدارندگی هوشمند و دیپلماسی قدرت» تبیین کردم، در فضای گذار ژئوپلیتیک کنونی، تعریف کلاسیک از قدرت سخت دستخوش تحولی بنیادین شده است. در نظم نوظهور جهانی، اقتدار ملی صرفا در ظرفیت «آغاز منازعه» یا «تولید ابزار سخت» معنا نمیشود، بلکه در توانایی بازیگر برای «مدیریت هوشمند بحران»، «طراحی قواعد نوین بازی» و «تبدیل قدرت نظامی به اهرمهای پایدار دیپلماتیک-اقتصادی» تجلی مییابد. در این اتمسفر پیچیده، دکترین «بازدارندگی هوشمند مبتنی بر قفل امانی و کریدور تنفسی» فراتر از یک فرمول موقت، راهبردی واقعگرایانه برای خروج از دوگانه فرسایشی «تقابل مطلق یا تسلیم» و حرکت به سمت یک موازنه پایدار است. ۱. کالبدشکافی مکانیسم «قفل امانی»: بازدارندگی نهفته و بازگشتپذیر
Go to News Site