شرق
نشریه امریکایی فارنافرز اخیرا با انتشار مقالهای با عنوان «ایران به جای ویتنام، اوکراین به جای کره؛ جنگهای مشابه به روشهای مشابهی پایان مییابند» تلاش کرده با ارجاع به تجربه ویتنام و کره، سناریوهای محتمل پایان تنشهای کنونی را ترسیم کند. درحالی که پاکستان در هفتههای اخیر به مسیر اصلی تبادل پیام میان تهران و واشنگتن تبدیل شده و آنگونه که رسانههای غربی مدعیاند در چارچوب «ابتکار مشترک چین و پاکستان» در تلاش برای ارایه طرحی پنج مادهای برای توقف درگیری و بازگشایی کامل تنگه هرمز هستند که بر آتشبس، آغاز گفتوگوها و تضمین امنیت خطوط کشتیرانی تاکید دارد، تنگه هرمز همچنان به عنوان یکی از کانونهای اصلی تنش و نگرانی درباره امنیت انرژی و کشتیرانی قلمداد میشود. این درحالی است که پکن نیز عملا به صحنه اصلی رایزنیهای فشرده برای مهار بحران تبدیل شده است. سفرهای متوالی مقامهای ارشد، از روسای جمهوری روسیه و امریکا گرفته تا کشورهای منطقه، به پایتخت چین، این گمانه را تقویت کرده که پکن در کنار اسلامآباد در حال آزمودن نقشآفرینی فعالتری در معماری امنیتی جدید هرمز است. همزمان آنگونه که رویترز مدعی است، سفیر پاکستان در پیامهایی که در رسانههای اجتماعی منتشر شده، با اشاره به نقش میانجیگری کشورش در جلوگیری از یک «فاجعه بزرگ»، ابراز امیدواری کرد که این تلاشهای «صادقانه» به نتیجه برسد؛ موضعی که با حمایت علنی سخنگوی وزارت خارجه پاکستان در مورد ابتکار مشترک با چین همراه شده است. همزمان، منابع خبری از رایزنیهای فشرده مقامهای سیاسی و امنیتی اسلامآباد با تهران خبر میدهند و میگویند سیدمحسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، در سفرهای مکرر خود به ایران حامل پیامهایی ازسوی طرف امریکایی بوده است. به گزارش رسانههای منطقهای و بینالمللی، قرار بود مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، روز پنجشنبه درباره سفر به تهران به عنوان بخشی از تلاشهای میانجیگری تصمیمگیری کند؛ سفری که به ادعای منابع آگاه، منوط به نزدیک شدن دیدگاهها درباره «معدود اختلافات» باقیمانده میان ایران و امریکا است و به همین دلیل فعلا به تعویق افتاده است. در داخل ایران نیز، خبرهای منتشر شده درباره سفر قریبالوقوع فرمانده ارتش پاکستان، با احتیاط و نقلقول از منابع رسمی پیگیری شده و برخی گزارشها بر این نکته تاکید کردهاند که زمان این سفر وابسته به میزان پیشرفت گفتوگوها است. در چنین فضایی، بسیاری از ناظران با مقایسه تحولات جاری با تجربههای تاریخی، از شباهت الگوهای این جنگ با برخی بحرانهای بزرگ قرن بیستم سخن میگویند و معتقدند که نوع پایان یافتن این درگیری، پیامدهای مهمی برای نظم آینده منطقهای و جایگاه بازیگرانی چون ایران خواهد داشت. نشریه امریکایی فارنافرز اخیرا با انتشار مقالهای با عنوان «ایران به جای ویتنام، اوکراین به جای کره؛ جنگهای مشابه به روشهای مشابهی پایان مییابند» تلاش کرده با ارجاع به تجربه ویتنام و کره، سناریوهای محتمل پایان تنشهای کنونی را ترسیم کند. به نوشته این نشریه دولت ترامپ تنها در مدت دو ماه، مسیری را طی کرد که سیاست چندساله دولت جانسون درقبال ویتنام دربر میگرفت: ورود به بحران، تشدید تنشها، رسیدن به بنبست و درنهایت حرکت به سمت مذاکره. اکنون میتوان مشابه این روند را در دوره نیکسون مشاهده کرد: آغاز با تهدیدهای شدید و سپس درک تدریجی ضرورت خروج از بحران از طریق یک توافق، هر چند نه چندان مطلوب. اگر این روند ادامه یابد، میتوان انتظار داشت وضعیت تنشآمیز با ایران نیز طی ماههای آینده به نتیجهای مبهم برسد؛ روندی که نشانههای آن، ازجمله طرح اتهامات متقابل و تماسهای دیپلماتیک، از هماکنون قابل مشاهده است. این نشریه در ادامه آورد: البته هیچ قیاس تاریخی کاملا دقیق نیست و تفاوتهای قابلتوجهی میان وضعیت ایران و جنگ ویتنام وجود دارد؛ ازجمله تفاوت در جغرافیا، ایدئولوژیها، کوتاهتر بودن بازه زمانی، عدم حضور نیروهای زمینی گسترده ازسوی امریکا، ثبات نسبی دولتها و همچنین پیشرفتهای چشمگیر در فناوری نظامی. با این حال، شباهتهایی در ساختار کلی این دو وضعیت دیده میشود. این موضوع درباره جنگ اوکراین نیز صدق میکند که از نظر ساختاری شباهتهایی با جنگ کره دارد. از آنجا که این ساختارها بر دامنه انتخابهای سیاستگذاران اثر میگذارند، شناخت چنین الگوهایی میتواند به درک بهتر نحوه پایان یافتن این درگیریها کمک کند. با این حال به نظر میرسد تنشها و تقابلهای میان امریکا، اسراییل و ایران درنهایت به الگویی مشابه پایان جنگ ویتنام در سال ۱۹۷۳ نزدیک شود؛ یعنی دستیابی به توافقی مصالحهآمیز اما نه لزوما نهایی که برخی مسائل را حل میکند و برخی دیگر را به آینده موکول خواهد کرد. همانگونه که سرنوشت نهایی ویتنام جنوبی به زمان دیگری واگذار شد، تعیین تکلیف نهایی درباره ایران و برنامه هستهای این کشور نیز ممکن است به آیندهای نامشخص منتقل شود. در مقابل، جنگ اوکراین احتمالا مسیری مشابه جنگ کره را طی خواهد کرد و با توافقی پایان مییابد که خطوط درگیری فعلی را تا حد زیادی تثبیت میکند؛ وضعیتی با مرزهای منجمد و آتشبسی بلندمدت که برخلاف انتظار بسیاری، میتواند دوام قابلتوجهی داشته باشد.
Go to News Site