ILNA
حسن عبدیپور، استاد تاریخ و تمدن، در یادداشتی نوشت: اگر صفویه را «دوره تثبیت» تشیع به عنوان یک قدرتِ سیاسیِ متمایز بدانیم، جمهوری اسلامی را باید «دوره بلوغ و جهانیسازی» این قدرت دانست. از نقشآفرینیِ فقهای نجف در عصر صفویه تا نهادینهسازی ولایت فقیه در جمهوری اسلامی، یک خط ممتد در تاریخ ایران دیده میشود: تکیه بر عقلانیتِ دینی برای دستیابی به استقلال. تاریخ ایران، عرصهی دو تجربهی سترگ از پیوند میان دین و سیاست است که ذیل لوای مذهب تشیع، روایتی نو از اقتدار ملی را رقم زدهاند. در هر دو عصرِ صفویه و جمهوری اسلامی، این اتحاد نه یک پیوندِ صوری، بلکه «ژنتیکِ سیاسیِ» ایران برای بقا بوده است؛ سازوکاری راهبردی که نه تنها موتورِ محرکِ توسعهی تمدنی گشته، بلکه به عنوان «سپرِ دفاعیِ» این سرزمین در برابر هجمههای نظامی و جریانهای تکفیری، نقشی حیاتی ایفا کرده است. واکاوی این دو دوره نشان میدهد که چگونه پیوندِ «دولت، علما و ملت» توانسته است ایران را از یک حوزهی نفوذِ خارجی، به یک قطبِ مستقلِ تمدنی تبدیل کند که در برابرِ پروژههایِ سکولاریزاسیونِ غربی، عزتمندانه ایستادگی کرده است. ۱. مبانی مشروعیت و نقشِ تعیینکننده علما
Go to News Site