ILNA
پشت شیشههای براق و لابی شلوغ هتل لاله، کارگرانی ایستادهاند که نه سهمی از سود میلیاردی این بنگاه دارند، نه امنیت شغلی و نه حتی امید به فردا. همانها که روزهای جنگ ماندند و آوارگان را پناه دادند، حالا با لیست تعدیل نیرو روبهرو شدهاند. به گزارش خبرنگار ایلنا، وقتی اطراف پارک لاله تهران قدم میزنی، محال است آن ساختمان بلند و جاافتاده چشمت را نگیرد؛ «هتل لاله». بیشتر آدمهایی که از کنارش رد میشوند یا نگاهی به طبقات بالاییاش میاندازند، اولین چیزی که به ذهنشان میرسد قیمت اتاقهایش است؛ اینکه یک شب خوابیدن آن بالا چقدر آب میخورد. خیلیها هم که کمی اهل تاریخ و نوستالژی هستند، مکثی میکنند و میگویند: «ببین چه سازهای ساختهاند، بعد از این همه سال هنوز تکان نخورده.» اما مناسبات طبقاتی و ساختار حاکم بر این نگاهها نشان میدهد که در تمام این سالها، کمتر کسی ایستاده و این سوال ساده را از خودش پرسیده که سازندههای واقعی این عمارت و صاحبان اصلی این ارزش افزوده چه کسانی هستند؟ چه کسانی جوانیشان را وثیقه گذاشتند تا این مجموعه سرپا بماند؟ این هتل فراز و نشیب کم به خود ندیده است؛ از روزهایی که سالنهایش پر از مسافران خارجی بود تا روزهای جنگ و تمام بحرانهای ساختاری که جامعه ما یکی بعد از دیگری پشت سر گذاشته است. در همان روزهای موشکباران اخیر، هتل لاله پناهگاهِ آدمهایی شد که از آوار جنگ گریخته بودند و سقفی میخواستند. اما در تمام آن روزهای سخت، بار هتل روی دوش چه کسانی بود؟ مدیران دولتی و رؤسایی که با هر تغییر و تحول سیاسی، مدام صندلی عوض میکردند یا آدمهایی که کفِ سالنها عرق میریختند و کار میکردند؟ معلوم است؛ هیچ دولتمردی، چه قبل و چه بعد از انقلاب، مایه شکوه و دوام این هتل نبوده است. این فقط تعهد، جانکندن و دویدنهای کارگرانش بود که نگذاشت هتل در دل بحرانها بمیرد.
Go to News Site