خبرگزاری ایرنا
تهران- ایرنا- برایم تعریف میکرد که آن مادر شهید به سر و صورتم میزد و میگفت به بچه من نگو شهید اما صبوری کردم. کمی بعد آرام شد، در آغوشش گرفتم. اول قبول نمیکرد و پس میزد؛ کمی بعد سرش را روی شانهام گذاشت و صدای هقهق بلندش معراج شهدا را پر کرد.
Go to News Site