شرق
در نقاشیهای مهدی چیتسازها، شهر نه پسزمینه است و نه سوژه، بلکه «وضعیت» است؛ وضعیتی معلق میان خاطره و فراموشی، سکونت و عبور، سنت و مدرنیتهای که هرگز به سرانجام نرسیده است. کوچههای او، با نور بیرحم نیمروز، سطوح فرسوده و فیگورهای کماثر، بیش از آنکه دیده شوند، باید «خوانده» شوند؛ در نقاشیهای مهدی چیتسازها، شهر نه پسزمینه است و نه سوژه، بلکه «وضعیت» است؛ وضعیتی معلق میان خاطره و فراموشی، سکونت و عبور، سنت و مدرنیتهای که هرگز به سرانجام نرسیده است. کوچههای او، با نور بیرحم نیمروز، سطوح فرسوده و فیگورهای کماثر، بیش از آنکه دیده شوند، باید «خوانده» شوند؛ همچون متنی بصری درباره بحران باشندگی در شهر ایرانی. مهدی چیتسازها، نقاشی است که مسیر خود را نه از بازنمایی طبیعت یا فیگور، بلکه از دل تجربه زیسته شهر آغاز کرده است؛ شهری که برای او نه یک کلانروایت، بلکه مجموعهای از فضاهای خرد، حاشیهای و بهظاهر بیاهمیت است: کوچهها. اما همین انتخاب، در طول زمان، به پروژهای جدی در نقاشی معاصر ایران تبدیل شده است. در سیر کاری او، از مجموعههایی که با غیاب انسان و تأکید بر سکوت و خلأ شکل گرفتهاند، به آثاری میرسیم که فیگور را وارد تصویر میکنند؛ اما نه برای روایتپردازی کلاسیک، بلکه برای تشدید تنش میان انسان و فضا. اینجا دیگر انسان مرکز تصویر نیست، بلکه در حاشیه فضایی قرار میگیرد که خود به سوژه اصلی بدل شده است. چیتسازها، بهنوعی، در امتداد یک سنت کمتر دیدهشده در نقاشی معاصر ایران حرکت میکند؛ سنتی که بهجای تمرکز بر هویتسازی مستقیم یا ارجاع به نشانههای فرهنگی صریح، به «فضا» بهعنوان میدان اصلی معنا توجه میکند. در این مسیر، آثار او را میتوان در گفتوگو با سنتهای مدرنتری نیز دید -از اکسپرسیونیسم شهری تا رئالیسم سرد- اما آنچه کار او را متمایز میکند، نه ارجاع به این سنتها، بلکه تواناییاش در صورتبندی یک تجربه بومی از مدرنیته است؛ تجربهای که در آن، شهر نه کاملا مدرن است و نه دیگر سنتی، بلکه در وضعیت تعلیق دائمی قرار دارد. علاوه بر این، چیتسازها به منظره شهری بهعنوان یک نمود اجتماعی و زیستی در پیرامون خود نگاه میکند؛ زاویه نگاهی که در سالهای اخیر معدود نقاشانی به آن توجه کردهاند. در این گفتوگو، تلاش بر این است که از خلال مواجهه با آثار و بیانیههای او، به پرسشهایی نزدیک شویم که در دل این نقاشیها نهفتهاند: نسبت انسان و فضا چیست؟ آیا کوچه هنوز امکان سکونت دارد یا صرفا به گذرگاهی برای عبور بدل شده است؟ و در نهایت، نقاشی چگونه میتواند این وضعیت را نهفقط بازنمایی، بلکه تحلیل کند؟
Go to News Site