شرق
هرگونه بررسی از فضای امروز ایران، ناگزیر با یک تناقض زبانی آغاز میشود. واژهها در فضاهای مختلف بازتابدهنده معنای یکسانی نیستند. در قلمرو علوم اجتماعی، مفاهیم ابزارهایی روشن برای نشاندادن واقعیتهای تکهتکه، متکثر و عینی جامعه هستند، اما در زبان رسمی، واژهها اغلب کارکرد خود را از دست میدهند و از وضعیتی توصیفی به وضعیتی تکلیفی کوچ میکنند. در این میان، هیچ واژهای به اندازه مفهوم «مردم» دچار این جابهجایی کارکرد و مصادره زبانی نشده است. مریم شیعهزاده: هرگونه بررسی از فضای امروز ایران، ناگزیر با یک تناقض زبانی آغاز میشود. واژهها در فضاهای مختلف بازتابدهنده معنای یکسانی نیستند. در قلمرو علوم اجتماعی، مفاهیم ابزارهایی روشن برای نشاندادن واقعیتهای تکهتکه، متکثر و عینی جامعه هستند، اما در زبان رسمی، واژهها اغلب کارکرد خود را از دست میدهند و از وضعیتی توصیفی به وضعیتی تکلیفی کوچ میکنند. در این میان، هیچ واژهای به اندازه مفهوم «مردم» دچار این جابهجایی کارکرد و مصادره زبانی نشده است. تصمیمهای کلان و چالشبرانگیز، نظیر محدودکردن دسترسی به اینترنت جهانی، امروز بیش از هر زمان دیگری در بستر رسانهها و بیانیههای رسمی تحت عنوان مطالبه و خواست خود مردم معرفی میشود. این رخداد، فراتر از سیاست، یک گره زبانی است. در اینجا سؤال این نیست که چرا اینترنت به روی بسیاری از ما قطع شده است، سؤال اصلی این است که کدام سازوکار میتواند این حجم از تنوع، نیاز، معیشت و پیوند دیجیتال میلیونها شهروند واقعی را در یک کلمه یکدست به نام «مردم» حل کند؟ چطور میتوان این کلمه را به نفع یک تصمیم مصادره کرد؟ تلاش برای فهم واژه «مردم» دقیقا از همینجا آغاز میشود؛ از نقطهای که علم شناخت انسان تلاش میکند تفاوتهای عینی را ببیند، اما سیستم به یکسانسازی کلمات نیاز دارد.
Go to News Site