شرق
در کافه نشر ثالث حمید علیدوستی را دیدم، درست روبهروی من نشسته بود. عشق دوران جوانی من. تنها فوتبالیستی که عکس قدیاش را از وسط مجله «دنیای ورزش» کنده و به دیوار چسبانده بودم. چنان ذوقزده به طرفش رفتم که با حالوروز و سنوسال من قرابتی نداشت. تعجب کرده بود، اما با گرمی برخورد کرد و کنارش نشستم. از او خواستم کتابی را که بهتازگی منتشر کرده است، برایم امضا کند و این کار را کرد. در کافه نشر ثالث حمید علیدوستی را دیدم، درست روبهروی من نشسته بود. عشق دوران جوانی من. تنها فوتبالیستی که عکس قدیاش را از وسط مجله «دنیای ورزش» کنده و به دیوار چسبانده بودم. چنان ذوقزده به طرفش رفتم که با حالوروز و سنوسال من قرابتی نداشت. تعجب کرده بود، اما با گرمی برخورد کرد و کنارش نشستم. از او خواستم کتابی را که بهتازگی منتشر کرده است، برایم امضا کند و این کار را کرد. بهواسطه آقای جعفریه، مدیر نشر ثالث، بیشتر با هم آشنا شدیم؛ آشناییای که سببساز این گفتوگو شد. بعد از دیدار با حمید علیدوستی بود که به مفهوم «ذوق» پی بردم یا آن را بیشتر درک کردم. ذوق لحظه تکینی است در زندگی که فقط یک بار اتفاق میافتد. لحظه حالی است از رؤیای شیرین گذشته، که ناممکنیِ تحقق آن در آینده قطعی شده است. این ناممکنی نهتنها دیگر تلخ نیست بلکه طعم عجیبی است از روزگار خوش گذشته. ذوق چیز غریبی است که در کودکی به سراغ آدمی میآید و در آستانه سالمندی. شما بهواسطه سالها حضور در تیم ملی فوتبال و همچنین تیمهای «هما» و «دارایی» چهرهای شناختهشده هستید، اما قصد ما در این گفتوگو این است که بیشتر در مورد مجموعه یادداشتهایتان که اخیرا در قالب یک کتاب توسط نشر ثالث منتشر شده، صحبت کنیم. «بالۀ دستها» کتاب جذابی است، به این معنا که هم فضایی شاعرانه دارد و هم یادداشتهای کوتاهی است که در فرصتی اندک میتوان هر یک از آنها را خواند و بعد دوباره به آنها بازگشت. یکی از نکات مهم کتاب این است که بعضی از نوشتهها را حتما باید دو بار خواند؛ نه اینکه قابل فهم نیست، بلکه به این خاطر باید دوباره بخوانیم که حس کار را بگیریم، چیزی شبیه خواندن شعر. از اینرو میتوان گفت هم نثر است و هم شعر، یا چیزی بین این دو. گاهی اوقات ظرایفی در این یادداشتها وجود دارد که بعد از دو سه بار خواندن، حسِ نهفته در آن کشف میشود. یکی از نکاتی که در همه یادداشتها وجود دارد، این است که شما احوالات خودتان را در زمان «حال» بیان میکنید. اگر زمان واقعی را به گذشته، حال و آینده تقسیمبندی کنیم، شما همواره گذشته و آینده را در حال متمرکز میکنید و حال برای شما لحظهای تکین است. از همین ویژگی شروع کنیم که بهنوعی در همه یادداشتهایتان وجود دارد.
Go to News Site