شرق
دانشگاه و کلاسهای آموزشی با تزریق ذهنیتهای از پیش تعیینشده مثل سبکها و تاریخ هنر، در بیشتر مواقع نقاش را به سمت نقاشیهای خودآگاه سوق میدهند و اغلب اشاره نمیکنند که آموزشها برای آن است که در دست و چشم ذخیره شود و نه ذهن. و مهسا طریقی خوششانس است که وارد دانشگاه هنر نشده است و فقط در کلاسهای آزاد هنر شرکت کرده است. چون معلوم نبود که بتواند اسیر آکادمی نشود و آموختههایش را در لحظه نقاشی فراموش کند و ناخودآگاه نقاشی کند. اولین چیزی که با دیدن نقاشیهای مبتنی بر رنگ و بافت با فرمهای نامشخص سوال میشود این است که این فضا و ترکیببندی عامدانه [خودآگاه] است یا ناخودآگاه. دانشگاه و کلاسهای آموزشی با تزریق ذهنیتهای از پیش تعیینشده مثل سبکها و تاریخ هنر، در بیشتر مواقع نقاش را به سمت نقاشیهای خودآگاه سوق میدهند و اغلب اشاره نمیکنند که آموزشها برای آن است که در دست و چشم ذخیره شود و نه ذهن. و مهسا طریقی خوششانس است که وارد دانشگاه هنر نشده است و فقط در کلاسهای آزاد هنر شرکت کرده است. چون معلوم نبود که بتواند اسیر آکادمی نشود و آموختههایش را در لحظه نقاشی فراموش کند و ناخودآگاه نقاشی کند. در حالت خودآگاه هنرمند فقط انتقال دهنده است و هیچ گونه دگردیسی وجود ندارد. در حالت انتقال از طریق ذهن، یک موضوع روی بوم نقاشی [مثلا صحنه جنگ] منتقل میشود، بیننده هم یک ارتباط ذهنی با کمی احساسات تاثر دارد و به محض رویگرداندن از نقاشی همه چیز فراموش میشود.
Go to News Site