ILNA
در میان قربانیان فاجعه میناب، نام «محمود غلامیانی» نیز دیده میشود. او نه دانشآموز بود، نه معلم و نه عضو کادر مدرسه. انسانی بود با همان رویاها، دغدغهها و آرزوهای سادهای که میلیونها نفر در این سرزمین دارند. محمود غلامیانی، متولد هفتم خرداد ۱۳۶۹ و مجرد بود . فوقدیپلم حسابداری داشت. به فعالیت در بازار بورس علاقمند بود و در کنار آن با پراید قدیمیاش کار میکرد تا زندگیاش را پیش ببرد. او بزرگ ترین فرزند خانواده بود . دو خواهر و یک برادر داشت. مادرش به ما گفت محمود عاشق بچهها بود. خواهرزادههایش را بسیار دوست داشت و سالها عادت داشت برای کودکان کمبرخوردار شهر، دفتر و مداد و لوازم مدرسه تهیه کند؛ هدیههایی کوچک که لبخندهای بزرگی به همراه میآورد. اما نهم اسفند، سرنوشت برای محمود روایت دیگری نوشته بود؛ روایتی که نام او را برای همیشه با کودکان میناب گره زد. روز نهم اسفند، جنگ برای مردم میناب به شکلی دیگر آغاز شد. در همان ساعات نخست، دو موشک بر پیکر دو مدرسه فرود آمد و ۱۲۰ کودک، ۲۶ معلم و عضو کادر آموزشی و ۱۰ شهروند عادی که هیچ کدام نظامی نبودند را به کام مرگ کشاند. ۱۵۶ انسان جان خود را از دست دادند؛ انسانهایی که شاید هرگز تصور نمیکردند نخستین موشکهای جنگ قرار است بر سر کلاسهای درس و رویای کودکان فرود بیاید. مدرسه دخترانه «شجره طیبه» و مدرسه پسرانه «رهپویان شهدای خلیج فارس» که در یک مجموعه آموزشی قرار داشتند، نخست در ساعت ۱۰:۴۵ و بار دیگر در ساعت ۱۱:۱۹ هدف موشکهای تاماهاوک آمریکا قرار گرفتند. موشک دوزمانه دوم، فرصتی برای فرار باقی نگذاشت.
Go to News Site