شرق
او به خاطر میآورد که یکبار از فرط ناامیدی به گریه افتاد، «هوشنگ ضیایی»، پیشکسوت محیطزیست که او را در این حال دید، شروع به دلداریاش کرد و از تجربهاش گفت. «آقای ضیایی به من گفت که میدانی من چه چیزهایی را پشت سر گذاشتهام و با چه سختیهایی مواجه بودهام، اما هنوز امیدوارم؟» فاطمه باباخانی-«امید، یقین به خوشفرجام بودنِ امور نیست؛ امید، اطمینان به معنادار بودنِ آن چیزی است که انجام میدهیم، بیاعتنا به اینکه نتیجهاش چه باشد.» این جمله «واسلاو هاول» شرححال امروز حفاظتگران و کنشگران محیطزیست است. در زمانهای که جامعه که سیاست، سایه خود را بر کوچکترین وجوه زندگی افراد گسترانیده، گروهی دغدغه و مشغولیت زندگیشان را حفاظت از تنوع زیستی ایران گذاشتهاند. آنها در گرداب ناامیدی جمعی که جامعه ایران در آن گرفتار آمده همچنان در تقلا برای بقای کنشگری در این حوزه هستند. «اگر بخواهم حرف آخر را اول بزنم، باید بگویم بله، امیدوارم. البته مواقعی هم هست که ناامید میشوم؛ شرایط گاهی آنقدر دشوار میشود که ادامه مسیر سخت به نظر میرسد. اما همیشه تلنگرهایی وجود دارد که من را از آن فضای ناامیدی بیرون میآورد.» این گفته «المیرا رضی» حفاظتگر است.
Go to News Site