Collector
از میناب تا فرایبورگ | Collector
از میناب تا فرایبورگ
شرق

از میناب تا فرایبورگ

نهم اسفند‌ماه‌ یک روز عادی بود در سرزمینی غیرعادی. مدرسه‌ای بود و دانش‌آموزانی که دیگر هرگز به خانه برنمی‌گردند. ۱۶۸ دانش‌آموز در میناب کشته شدند؛ بدون اخطار قبلی، بدون اعلان جنگ، در دورانی که حالا می‌توانیم آن را درست یا غلط، دوران صلح بنامیم. نهم اسفند‌ماه‌ یک روز عادی بود در سرزمینی غیرعادی. مدرسه‌ای بود و دانش‌آموزانی که دیگر هرگز به خانه برنمی‌گردند. ۱۶۸ دانش‌آموز در میناب کشته شدند؛ بدون اخطار قبلی، بدون اعلان جنگ، در دورانی که حالا می‌توانیم آن را درست یا غلط، دوران صلح بنامیم. فئودور داستایوفسکی در رمان «جنایت و مکافات» شخصیتی می‌آفریند که جنایت خود را با فلسفه توجیه می‌کند. راسکولنیکف یک پیرزن رباخوار را می‌کشد، اما در ذهن خود قاتل نیست. او خود را «ابزار عدالت» می‌داند. حساب کرده که پول آن پیرزن در دست افراد مستحق‌تر، کار بهتری می‌کند. او منطقی به‌ظاهر اخلاقی دارد. او دلیل اخلاقی و حتی نتیجه خیر هم برای عملش متصور است. داستایوفسکی با آرامش و البته بی‌رحمی هنرمندانه‌اش مثل یک قاضی نشان می‌دهد ‌هیچ‌کدام از اینها مهم نیست؛ مهم این است که راسکولنیکف «عامل» است. فاعل است. کسی است که دست به عمل زده. و تمام فلسفه‌بافی‌های بعدی تنها تلاشی است برای فرار از این واقعیت ساده. این درس داستایوفسکی در حقوق بین‌الملل هم بازتاب دارد. مفهوم «عامل» (Agent) تعریف مشخصی دارد که به نیت، زمینه یا توجیه وابسته نیست؛ عامل کسی است که عمل را انجام داده است. و این واقعیت، مستقل از هر روایت دیگری، به قوت خود باقی است. وقتی موشکی شهری را می‌زند، اولین پرسش حقوقی و اخلاقی این است که «این موشک از کجا آمد؟

Go to News Site