شرق
1- در کوران جنگ تجاوزکارانهای که هرازگاهی در زندگیمان سرک میکشد، از مفاهیم اقتصادی، آن هم مفاهیم بهاصطلاح شیک و تر و تمیز مانند «رقابت» گفتن و نوشتن، به دور از موقعیتسنجی و ناهمصدایی با پژواک درد و رنج جامعه است؛ 1- در کوران جنگ تجاوزکارانهای که هرازگاهی در زندگیمان سرک میکشد، از مفاهیم اقتصادی، آن هم مفاهیم بهاصطلاح شیک و تر و تمیز مانند «رقابت» گفتن و نوشتن، به دور از موقعیتسنجی و ناهمصدایی با پژواک درد و رنج جامعه است؛ مگر آنکه بپذیریم وضعیت بغرنج و ناگوار امروزمان ناشی از غیبت همین مفاهیم اساسی و تر و تمیز در زندگی فردی و جمعی و حیات اقتصادی و سیاسیمان بوده است و اینکه بدون بازاندیشی به مسائل پیچیده امروز، حتی به فرض عبور از بحران جنگ فعلی، در تله جنگی دیگر که ناشی از فرسودگی بنیانهای اقتصادی است اسیر خواهیم شد. آنچنان که «فیلیپ آگیون»، نوبلیست اقتصاد، معتقد است اکنون که تحولات بزرگ ژئوپلیتیک اروپاییها را ناگزیر کرده در مورد چگونگی رفاه، امنیت و حاکمیت خود بازاندیشی کنند، نباید نوآوری را امری بدیهی تلقی کنند. او معتقد است موتور اصلی رشد اقتصادی که همانا نوآوری است، تنها زمانی درست کار میکند که بهدرستی تنظیم شده و با دقت نگهداری شود که این نیز جز از طریق «رقابت» شدید بین فناوریها و بنگاهها و محصولات قدیمی و جدید شکل نمیگیرد که «تخریب خلاق» نام گرفته است (دنیای اقتصاد، 18/10/1404). 2- «رقابت» مؤلفه اصلی اقتصاد آزاد و مکمل آزادی اقتصادی است و اقتصاد ایران از آن بسیار دور افتاده؛ دورافتادگیای که قرار بود از طریق نهادی بوروکراتیک یعنی «شورای رقابت» (فصل نهم سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی) رفع شود و درمانگر اقتصاد انحصارزده کشورمان باشد. حتی به ایجاد این نهاد که متشکل از نمایندگانی از قوای سهگانه و اتاق بازرگانی و... است نیز اکتفا نشد و شاخ و برگهایی مانند مرکز ملی رقابت و هیئتهای تجدیدنظر و نهادهای تنظیمگر بخشی و... نیز به آن افزود شد و صدها جلسه (دقیقتر 846 جلسه) در نزدیک به 18 سال عمر آن (31/4/1387) برگزار شد، اما نه اقتصاد رقابتی شد و سایه انحصار از سر آن کوتاهتر که ایبسا این سایه وسیعتر و بهرهوری و کارآمدی از آن دورتر و فساد در فضای غیررقابتی اقتصاد جاگیرتر شد. مصداق بارز آن وضعیت بس تأسفبار صنعت خودرو است که بیشترین تمرکز این شورا روی آن بوده و از آن مهمتر افزایش سیطره بنگاههای دولتی و شبهدولتی یا همان خصولتیها بر حیات اقتصادی و سیاسی کشور است. در گزارشهای «صد بنگاه برتر» سازمان مدیریت صنعتی، قدکشیدن هرسالهشان را میتوان مشاهده کرد. بنگاههایی که وابسته به دولت و بنیادها و نهادهای حاکمیتی و بخش عمومی و نظامی هستند و تقریبا تمامی رتبههای برتر این فهرست هرساله در اشغال آنان است. این شکست در رقابتیکردن فضای اقتصادی کشور و در نتیجه عدم قدرتگیری بنگاههای خلاق و نوآور برآمده از اقتصاد سیاسی است که تخریب خلاق را برنمیتابد. قاعدهای که رونالد کوز از آن با تعبیر «قاعده داروینی تولید» یاد میکند؛ بنگاههای ناکارآمد بازار را ترک میکنند و بنگاههای نوآور وارد بازی میشوند. نقش دولت نیز در این میان «تسهیل در ایجاد بنگاههای جدید و انحلال بنگاههای ورشکسته است» (چین چگونه سرمایهداری شد).
Go to News Site