شرق
این روزها هر جا سخن از ایران پساجنگ است، فهرستی از راهکارها روی میز قرار میگیرد و نسخههای متعددی نوشته میشود؛ از اصلاح اقتصاد و بازسازی اعتماد عمومی گرفته تا گسترش آزادیهای اجتماعی، تقویت جامعه مدنی و اصلاح نظام حکمرانی. گویی همه میدانیم چه باید کرد. آنچه کمتر درباره آن سخن گفته میشود، این است که چه کسانی باید این نسخهها را اجرا کنند؟ این روزها هر جا سخن از ایران پساجنگ است، فهرستی از راهکارها روی میز قرار میگیرد و نسخههای متعددی نوشته میشود؛ از اصلاح اقتصاد و بازسازی اعتماد عمومی گرفته تا گسترش آزادیهای اجتماعی، تقویت جامعه مدنی و اصلاح نظام حکمرانی. گویی همه میدانیم چه باید کرد. آنچه کمتر درباره آن سخن گفته میشود، این است که چه کسانی باید این نسخهها را اجرا کنند؟ تجربه نشان میدهد که فاصله میان یک «سیاست خوب» و یک «نتیجه مطلوب» را کیفیت برگماریها پُر میکند و سرنوشت سیاستها به کیفیت انتخاب کسانی گره خورده است که پشت میزهای تصمیمسازی و تصمیمگیری مینشینند. کشور ما از فقر ایده و راهکار، رنج نمیبرد. دهها سال است که دانشگاهیان، کارشناسان، فعالان مدنی و حتی بخشی از مدیران کشور درباره ضرورتهای توسعه سخن گفتهاند. اصول حکمرانی خوب نیز سالهاست شناخته شدهاند: حکومت قانون، شفافیت، پاسخگویی، مشارکت مردم، عدالت، کارآمدی، مسئولیتپذیری و تلاش برای ایجاد اجماع. هر جامعهای که توانسته از بحران عبور کند، به شکلی به همین اصول تکیه کرده است. تقریباً درباره همه این موارد میتوان توافق داشت.
Go to News Site